محمد مهريار
333
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
بدان پايان مىيابد مانند سيان و سيچان و خود اين واژهء چيكان . « 1 » چيمه C ? ime ( h ) نام ديهى بزرگ است در دهستان چيمهرود از شهرستان نطنز . ديههاى اين ناحيه همه سرتاسر آباد ، بزرگ ، خوش آب و هوا و كوهستانى است و بجز يكى دو محل همهء آنها پرجمعيت مىباشد . چيمهء ما گذشته از اينكه در دهستان چيمهرود قرار دارد ، نام ديهى معتبر است و در سال 1345 ، ( سال آمارى ما ) 543 نفر جمعيت داشته است . تلفظ اين واژه با « چ » سه نقطه با تحقيقى كه از اهل زبان به عمل آمد صحيح است و در فهرست مركز آمار ايران نيز به همين صورت است ، چون آمارگران از اهل زبان شنيدهاند و آن را ضبط كردهاند . دربارهء جامعهشناسى روستايى اين ناحيه ، هم در ضمن عناوين نطنز و هم به مناسبت در عناوين ديگر و از جمله هنجن توضيحات كافى دادهايم كه شامل اين ديه بزرگ هم مىشود و چون بناى ما بر اختصار است ، از تطويل در اين معنا خوددارى كرده به ذكر معنا و نام اين ديه مىپردازيم . واژهشناسى : چيمه بهطورى كه ظاهر است از دو جزء « چى + مه » تركيب شده است جزء اول « چى » همان است كه به تضاعيف در نام ديهها گفته شد كه حرف « چ » و « ز » و « ج » و « ش » و « گ » برحسب لهجههاى مختلف در واژهها مىآيد و همه به يك معناست ، يعنى زيستن و زندگى كردن . زن و زندگى هر دو از ريشهء زيستن است و اين واژهها در لهجههاى مختلف به صورت « زن » ، « هن » ، « ژن » ، و « زندگى » و « ژندگى » ديده مىشود . گفتيم كه « گى » ( با « گاف » فارسى و تشديد « ياء » ) همان است كه در اصفهان به صورت جىّ درآمده است و باز همين واژه را در گيّان معادل « جيان » ( در تداول عامه ، « جيون » ) داريم . در اينجا واژهء « چى » همان واژهء « زى » و « جى » و « گى » است كه به معناى زندگى و زندگانى است و جزء دوم « مه » به معناى بزرگ ، همان واژهاى است كه در مهتر مقابل كهتر داريم و در مهين مقابل كهين . به هر صورت دو جزء روى هم محلى است كه زندگى در آن خوب و خوش و مه است ، بزرگ
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژههاى سيان و سيچان در همين فرهنگ .