محمد مهريار

332

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

مىآيد كه ذكر آن گذشت . اتفاقا يك چوملان يا چملان هم در ديه‌هاى قديم اصفهان داشته‌ايم كه اينك با جابه‌جايى در حرف « م » آن را چلمان يا چلمون تلفظ مىكنند . « 1 » چيكان C ? ik n چيكان ديهى است كه آن را در جمع ديه‌هاى دهستان ورزق ( ورزك ) از شهرستان فريدن به حساب آورده‌اند . در سال 1345 ( سال آمارى ما ) اين ديه 694 نفر جمعيت داشته است . « 2 » راجع به فريدن واژه‌شناسى نام آن و خصوصيات تاريخى و جغرافيايى آن در مواضيع مختلف توضيحات كافى داده شده است . « 3 » بنابراين توضيح بيشترى دربارهء كيفيات احوال آن لازم به نظر نمىرسد . همين‌قدر بايد دانست كه اين ناحيهء فريدن يكى از مراكز كهن تمدن و حضارت آرياييان بوده است ، منتهى چون خاك ناحيه سست است و بناها زود از هم پاشيده از ميان مىرود از اين‌رو اثر تاريخى در آن وجود ندارد و هرچه از قدمت تمدن آن بخواهيم بگوييم بايد آن را در نام آن جست‌وجو كنيم كه حقيقت سخت كهن است و دل‌انگيز . ببينيم چيكان يعنى چه . واژه‌شناسى : چيكان به اين صورت در ظاهر معنى ندارد ، ولى ما مىدانيم كه حرف « چ » به « ز » تبديل مىشود و برعكس . يعنى در لهجه‌هاى مختلف حرف « چ » و « ز » باهم در مورد كلمات مختلف استعمال مىشود بنابراين چيكان همان « زيكان » است و ترتيب آن چنين است : « زى + ك + ان » جزء اول « زى » از ريشهء زيستن به معناى زندگى كردن است . در مقدمه گفته‌ايم و در مواردى توضيح داده‌ايم كه آرياييان علاقه داشته‌اند نام زيستگاه خود را همان واژه « زى » و « ژى » و « جى » و « گى » همه به يك معنا يعنى زندگى بنامند . « 4 » و جزء دوم « ك » معادل « گ » همان حرف زينت است و نسبت كه در مهرگان ، آبانگان و تيرگان و غيره و غيره داريم و جزء آخر « ان » علامت نسبت و كثرت است كه بسيارى از نامواژه‌هاى ايران

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء چملان - چلمان در همين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 69 . ( 3 ) - ن . ك . به : نامواژهء فريدن و مضافات آن در همين فرهنگ . ( 4 ) - ن . ك . به : نامواژه‌هاى جى و سيان و بسيارى نامواژه‌ها كه همه با اين حروف شروع شده است در همين فرهنگ .