محمد مهريار

299

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

( اسلام‌آباد ) ، چمبه ( اهواز ) ، جنبه ( اردستان ) و امثال اين‌گونه معادلات كه در اسامى ديه‌ها فراوان به چشم مىخورد و آسان مىبينيم كه « ك » و « گ » و « ج » و « چ » به هم تبديل مىشوند همانند جمبزه ( رودشت اصفهان ) ، جمبه ( اردستان ، اهواز ) و امثال اينها . به‌طور خلاصه از آنچه كه گذشت دو قاعدهء زير به‌دست مىآيد . اول : تبديل حروف « ج » و « چ » و « گ » و « ك » در لهجه‌هاى مختلف به همديگر . دوم : باقى ماندن حرف « ب » در زبان اصلى و گاه باقى نماندن آن در طى تطّور واژه‌ها چنان كه در امثلهء پيش روشن شد . حاصل آنكه جنبه درست معادل « كمبه » است و « كمب » معادل « كم » همان است كه در واژه‌هاى قم ، قومش ، قمشه ، قمشان و بسيارى ديگر از اين واژه‌ها داريم . « 1 » بنابراين تركيب واژه به اين صورت است . جمبه معادل « كمبه » معادل « كمب + ه » . جزء اول « كمب » به معناى قنات و جزء آخر « ه » علامت نسبت است و به اين صورت مىبينيم كه اين واژه‌ها يادآور دو گونه تطّور لغات مىباشد و از اين جهت بسيار جالب است . جندابه Jond be ( h ) جندابه ديهى است از دهستان مشكنان . جمعيت آن در سال 1345 ( سال آمارى ) ، 307 نفر بوده است و چون تمام دهستان از قنات مشروب مىشود و قنات‌ها رو به كم‌آبى و خشكى است همواره از جمعيت آن كاسته مىشود . براى جامعه‌شناسى و خصوصيات محل رجوع كنيد به نامواژهء مشگنان كه اين ديه در آن واقع است . واژه‌شناسى : اين نامواژه مركب از سه جزء است : « جند + اب + ه » ، « جند » به معنى « گند » و « كند » همان است كه به تفصيل ذيل جنداق و جنديج آمده است ( اين دو نامواژه ديده شود ) . جزء دوم آب معروف است و جزء آخر نسبت است به معنى آب منسوب به جند . جندان Jond n جندان نام ديهى است بزرگ و معتبر كه آن را در عداد ديه‌هاى رودشت به‌حساب آورده‌اند .

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژه‌هاى قمش و قمى در همين فرهنگ .