محمد مهريار

282

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

برجاست . « 1 » و نظر به اينكه طبق تحقيقاتى كه به عمل آمده اين مناره مسلما اسلامى است و باقىمانده از مسجد جامعى باشكوه و عظيم كه امروز از آن بقاياى اندكى برجاست ، به همين دليل مىگوييم كه تا روزگار اوايل اسلام نيز جار ، اگر نه شهر بلكه ديهى حداقل بزرگ و آباد ، بر جاى بوده است و اينك ما آن را به‌صورت حقير و فقير مىيابيم ، ولى گذشته‌اى چنين كهن و مستند دارد . يك دليل ديگر بر قدمت اين شهر در دست است و آن نام اين شهر قديم و ديه امروز است . واژه‌شناسى : در فرهنگها چيزى در اين‌باره نگفته‌اند و درست نمىدانيم كه واقعا جار يعنى چه ؟ در مطالعهء بيشتر مىبينيم كه در اطراف ايران امكنه و بقاعى به اين نام و يا تركيباتى از آن نامزد هستند از جمله جاران ( رودبار ) ، جارچلو ( اروميه ) ، جارچى ( زنجان ) ، جارچى ( بافت ) و جارو ( كرج ، مسجد سليمان ) . با دقت در اين اسامى من متوجه شدم كه به هيچ صورت نمىتوان اين اسامى را به « جار » به معناى فرياد جار زدن ( يعنى فرياد كشيدن و « جارو » را به معناى آلتى كه زمين را با آن آلايش مىپيرايند ) منسوب داشت ، به نظر سخت بعيد مىآيد كه نام ديهى با « جار زدن » ( فرياد كشيدن ) نسبتى داشته باشد و همچنين با « جارو » و به ناچار بايد براى جار معنى ديگرى پيدا كرد . كليد اين كار در لهجه‌هاى كهن ما مخصوصا لهجهء اردستانى ، نطنزى ، قهرودى به‌دست است و آنها واژهء « گار » دارند و ما مىدانيم كه « گاف » فارسى در تعريب عربى فورا به حرف « ج » تبديل مىشود و « گار » ، « جار » مىشود . دليل ديگر اينكه جاهاى بسيارى با نام « گار » داريم و از اينجا معلوم مىشود كه لغت اصلى اين واژه « جار » نيست بلكه « گار » است كه به « جار » تبديل شده براى مثال توجه مىدهيم به گارلادان و گارماسه ، گارنخود ( اصفهان ) ، گارو ( ميناب ) ، گاريچه ( بيرجند ، بجنورد ) ، گارى ( اصفهان ) ، گارجگان ( بيرجند ) ، گارستانه ( بندرلنگه ) و غيره و غيره . پس معلوم مىشود كه « گار » همان‌گونه كه در اين لهجه‌ها معنا دارد ، در اسامى اين ديه‌ها هم مورد استعمال پيدا

--> ( 1 ) - منارهء جار مورد تحقيقات بسيار واقع شده و متأسفانه ادارهء ميراث فرهنگى در حفظ اين بنا سعى كافى نكرده و روزبه‌روز ويران و ويران‌تر شده و آثار آن از بين رفته است . مرحوم پرفسور گدار در كتاب آثار ايران خود ، ج 4 ، شرح مبسوط و مفصلى در اين‌باره داده است و از ساير موارد روشن‌تر و بهتر خصوصيات آن را آورده به اين منبع رجوع فرماييد .