محمد مهريار
275
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
( متوفى 420 ) كه پس از حمزه اصفهانى ، قديمترين كتاب را راجع به اصفهان نوشته است در دو جا همين تيران را طهران خوانده است . دربارهء ساختن مسجد يهوديه در تيران مىگويد : « عربهاى قريه طهران ( يعنى تيران ) انبوه شدند و مسجد جامع را ساختند و منبر مسجد ايوب بن زياد را به آنجا آوردند . » و باز در چند سطر پايينتر از تيران به صورت طهران ياد مىكند . « 1 » بنابراين بىشك و شبهه معلوم مىشود اينكه گفتيم تيران و طهران و تهران دو تلفظ از يك واژه است ، صحيح است و اينك در تأييد آن مىگوييم كه اين هر دو به هر دو صورت در اطراف كشور بر مواضع مختلف نهاده شده است . از جمله به صورت تير در ( اردبيل ) و تيران ( بابل ، بروجن ، كرمان ، نجفآباد و نيشابور ) و غيره و به صورت تهرون ( بندرلنگه ، تهران ، لار ) و باز تهران و تهرانچى ( اصفهان و غيره و غيره ) اينك بايد ببينيم به چه جهت و مناسبتى نام تير و تيران بر محلى گذاشته شده . البته بعيد نيست كه محلى را به « تير » به معنى پيكان نامبردار سازند ولى حقيقت آن است كه اين « تير » در اينجا به معنى پيكان نيست و به معنى ستارهء تير است كه شعراى يمانى باشد به انضمام همهء معانى ديگر آنكه در نزد ايرانيان مقدس بوده است و از لحاظ همين تقدس و احترام محل را به آن نامبردار ساختهاند . در تركيب واژهء تيران دو جزء ديده مىشود ؛ نخست « تير » كه نام همان ستاره است كه ذكر آن گذشت و جزء دوم « ان » همان پسوند كثرت و نسبت است و محلى را مىنماياند كه به « تير » منسوب باشد . اين نكته را هم اضافه كنم كه ساير وجوه تسميهاى كه براى تيران آوردهاند به كلى بىمورد و بىموضوع است و با اعتراف و احترام به كمال فضل و تقدم فضل علامهء دانشمند مرحوم كسروى بايد گفت توضيحات ايشان دربارهء تيران از لحاظ واژهشناسى صحيح نيست و « ران » در تهران جداگانه هيچ معنى ندارد .
--> ( 1 ) - ن . ك . به : ذكر اخبار اصفهان ، حافظ ابو نعيم ( متن عربى ص 17 ) و ترجمهء نگارنده از مقدمهء كتاب مندرج در فصلنامهء زندهرود ، شمارهء 12 و 13 .