محمد مهريار

265

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

تمندگان Tamandeg n اين نام فارسى زيبا كه به معناى آن به اين صورت دست نيافتم و هرچه جستم بىحاصل افتاد ، نام ديهى است در اصفهان . اين واژه بىشك از واژهء « تمند » و پسوند « گان » آمده است . تمند نام دو ديه در ناحيه بيرجند و تمندان نام ديهى در زاهدان و تمندر ديه ديگرى در مشهد است كه به ناچار با تمندگان اصفهان ارتباطى سخت نزديك پيدا مىكند و شايد « تمند » با فتح اول بر وزن كمند نام تيره‌اى از آرياييان بوده است كه ما از آنان بىاطلاع هستيم و تمندگان به صورت جمع بر محل آنان اطلاق شده است ولى اين وجه تسميه يكسره خيالى است و حقيقت آن بر ما مجهول است . اما نام قشنگ تمندگان داد مىزند كه من ايرانى و فارسى ، درست ، كهن و زيبا هستم و حالا دست گذر زمان حجابى روى آن گذارده كه ما آن را بىمعنى مىپنداريم . همين‌قدر بگوييم كه اين ديه در روستاى گركن لنجان واقع است . بر حسب آمارگيرى سال 1345 كه مبناى كار ما بر روى آن است اين ده 302 نفر جمعيت داشته است . « 1 » از لحاظ جامعه‌شناسى مردم آن اكثر تهيدست و آداب و حضارت و معيشت جالب توجهى ندارند . روستاى گركن كه اين ده در آن واقع است در ذيل همين عنوان خواهد آمد . از اين پيش روستايى فقير و مالارياخيز بود . اينك مردم آن شهرى شده‌اند و شهر در آنها پيش رفته و چون روستا در جنوب غربى اصفهان واقع است و سخت به آن نزديك ، نفوذ شهر در آن زياد است . ابنيهء بلوك لنجان و گركن خشتى و چوبى است . خانه‌ها و كوچه‌ها و طويله‌ها و محل زيست انسان و احشام ، همه درهم قرار گرفته ، كثيف و ناپسند است . اين وضع عمومى اين ديه‌هاست كه تمندگان هم از آن جدا نيست . در حال حاضر اندكى اين وضع بهتر شده ولى در عوض ديوار آجرى و در آهنى هم كه علامت از بين رفتن تمدن روستايى كهن است در آن راه يافته است . واژه‌شناسى : « تمند » در فرهنگها نيامده ولى « تمنده » را الكن معنى كرده‌اند كه با نام محل سازگارى ندارد ولى چون حرف « ت » مبدل از حرف « س » است و برعكس . بنابراين تمندگان همان « سمندگان » است يعنى جايگاه اسبان سهند ( زرد ) يا دارندگان اسبان زرد ( ن . ك . ) لغت‌نامه ، تبديلات حرف « ت » به « س » .

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 40 . جمعيت تمندگان در سال 1375 به 783 نفر رسيده است .