محمد مهريار

264

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

واژه‌شناسى : مردم منطقهء چهار اصفهان كه اين كوى نيز جزء آن است عادت كرده‌اند محلت خود را تل‌واژگان بنامند و اين نامگذارى عوامانه بسيار ناپسند و زشت است . نه تل مىتواند واژگون شود و نه اين محلت تل است . و گاهى از مردم شنيده مىشود كه آن را ترواسكان مىخوانند ( با تبديل ل به ر ) . در گويش اصفهانى آن را تل‌واسكون مىنامند ( از باب ابدال الف ممدود آخر در اين گويش به او ) . بنابراين هر دو صورت « ترواسكان » و « تلواسكان » نام اين محلت است . در برخى فرهنگها واژهء « واسه » نيامده است . « 1 » در برخى فرهنگهاى ديگر « واسه » را به اجمال معنى كرده‌اند . به صورتى كه با نامواژهء « تلواسكان » ارتباط پيدا نمىكند . « 2 » آنچه محقق است اين است كه « تلواسه » يك واژهء صحيح فارسى و در فرهنگها نيز صحيحا به همين معنى آمده است . « 3 » « تلوسه » را هم مخفف « تلواسه » دانسته و باز به معناى اضطراب آورده است . مشروح و مفصل‌تر از همه با شواهد متعدد در لغت‌نامهء دهخدا آمده است . « 4 » يعنى آن را به همين معنى اضطراب و بيقرارى آورده است . بنابراين تركيب واژهء « تلواسكان » به اين صورت است : « تلواسه + ك + ان » و معنى صحيح آن بىآرامان و مضطربين و محل منسوب به اينان است . به چه مناسبت اين محله را به مضطربين نسبت داده‌اند همان است كه نمىدانيم . ولى اين‌گونه اتفاقات و مناسبات در تاريخ پيدا مىشود و بعدها دليل آن گم مىشود . در شمال اصفهان نزديك به پايانهء اتوبوسرانى ، كوچه‌اى هست به نام « كوفتىها » . شايد از اين باب كه وقتى بيمارانى مبتلا به اين بيمارى در آنجا اقامت جسته‌اند و يا از باب تذليل به كسانى گفته شده و بعد نام كوچه قرار گرفته . به‌هرحال نامعلوم بودن مناسبت نامگذارى دليل نمىشود كه آن محل را به صورت ناپسندى « تل‌واژگان » بنامند .

--> ( 1 ) - مرحوم دهخدا آن را مبدل از واسطهء عربى دانسته‌اند كه در برخى گويش‌ها به معناى « براى » و « جهت » و امثال اينها استعمال مىشود . ( 2 ) - در برهان قاطع فقط « واس » به معنى خوشهء گندم آمده است . ( 3 ) - تلواسه بر وزن چلپاسه : اضطراب و بىآرامى و بيقرارى و اندوه و ميل به چيزى داشتن ( برهان قاطع ) . ( 4 ) - لغت‌نامه ذيل همين واژه .