محمد مهريار

260

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

باره گفت‌وگو شده « 1 » مىپردازيم به نام بسيار زيباى اين محل . واژه‌شناسى : از دو جزء « تر + ه » تركيب يافته است . جزء اول « تر » همان است كه اغلب با « تازه » به صورت اتباع « تر و تازه » به كار مىرود و موسّعا به معناى آب و سرسبزى و تازگى است و چه خوب نامى است مناسب براى اين محل اما جزء دوم « ه » علامت نسبت است يعنى ديهى منسوب و نامبردار به ترى و تازگى و اين همان واژه است كه به صورت تصغير ، « ترك » و بعد « ترق » شده چنان كه در عنوان خود ترك و ترق آمد . تشاران Te r n تشاران به كسر يا فتح اول ، نام ديهى است كوچك با نامى فاخر و جليل و كهن در دهستان جى بخش حومهء شهرستان اصفهان . اين ديه بزرگ نيست و اخيرا به علت اينكه كوره‌هاى آجرپزى در آن داير شده و به جادهء آسفالتهء اصفهان - نايين ، به فاصلهء خيلى كم اتصال يافته از صورت روستايى خارج شده است . « 2 » شهر اصفهان هم كه دارد بزرگ مىشود و ديه‌هاى نزديك به خود را مىخورد ، بنابراين دربارهء وضع كشاورزى و جامعه‌شناسى روستايى آن چيز زيادى نبايد بگوييم ، آنچه در اين محل اهميت واقعى دارد و قدمت آن را فرياد مىزند نام آن است و بس . اثر تاريخى كهنى در دور و بر آن نيست و باز اين سؤال هست كه نام كهن چرا نشان كهن ندارد و اين سؤالى است كه همواره خواسته‌ايم به آن پاسخ گوييم و كمتر امكان يافتن پاسخ صحيح وجود دارد . پيشينيان ما زيستگاهها و ساختمانهاى خود را با خشت خام مىساختند و خشت تاب مرور دهور را ندارد و استوار نيست . ساختمان دير نمىپايد . بنابراين بهتر است به نام آن بپردازيم . واژه‌شناسى : واژهء تشاران را اگر تقطيع كنيم به اجزاى « تش + آر + ان » مىرسيم . اما جزء نخستين « تش » همان كلمهء آتش است و ما مىدانيم كه آتش در تلفظهاى قبايل كهن و در امكنهء مختلف و لهجه‌هاى گوناگون به صورتهاى آتش ، تيش ، آتش ، آتيش ، آذر ، آتر و امثال اينها تلفظ

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء نطنز ، طرق ، سه ، اوره ، هنجن و غيره و در همين فرهنگ . ( 2 ) - جمعيت اين روستا در سال 1375 برابر با 624 نفر ذكر شده است .