محمد مهريار

230

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

مىشده است و « بيناگان » يعنى جايى كه آب در آن كمتر است و براى زراعت استعداد بيشتر دارد . وجه ديگرى نيز در تقطيع اين نامواژه هست ، به اين معنى كه در بعضى منابع و از جمله فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور ديده شد كه آن را « بىراهگان » با « هاى » هوز قبل از « گان » آورده‌اند . معلوم مىشود به مناسباتى كه اينك بر ما پوشيده است ، اين محل به « بىراهه » و در نسبت به بيراهگان شهرت يافته است . اگر اين سخن دقتى داشته باشد به اين صورت نامگذارى ناپسند نيست . بيستگان Bistg n بيستگان در اصفهان نام ديهى است بزرگ ، زيبا و پرجمعيت كه در عداد ديه‌هاى دهستان آيدوغميش لنجان اصفهان به حساب آمده است . « 1 » اين ديه در كنار جادهء اصفهان به شهركرد و رودخانهء زاينده‌رود قرار دارد و به مناسبت اينكه در جنوب تأسيسات كارخانهء ذوب‌آهن اصفهان قرار گرفته كارمندان و كارگران آن كارخانه بسيار در آن سكونت گزيده‌اند و سخت آبادان شده و رونق بسيار يافته است . « 2 » خصوصيات جامعه‌شناسى و طبيعى اين ده را در هنگام گفت‌وگو از دهستان آيدوغميش از اين پيش آورده‌ايم ، فقط اينجا بايد بگوييم كه اين ديه علاوه‌بر آنچه گفته شده وسعت بسيار دارد . متأسفانه با اينكه نام آن چنين قديمى و زيباست ، هيچ بناى كهنى در اطراف آن به چشم نمىخورد . شهرى شدن و شهرگرايى در آن بسيار راه يافته و چيزى از خصوصيات ده‌نشينى براى مردم باقى نگذاشته است . اين را هم بگوييم كه در تمام ايران فقط همين يك محل به اين نام دلاويز نامبردار است و ناحيهء ديگرى را به اين اسم نمىشناسيم . واژه‌شناسى : در لغت‌نامه واژهء بيستگان نيامده است و تنها واژهء بيستگانى را فرهنگ‌ها متعرض شده‌اند و آن را به معنى پول و مواجبى كه به سپاهيان داده مىشده معنى كرده‌اند . به قرينهء همين معنا مىتوان گفت كه بيستگان اگر خلاصه شدهء بيستگانى نباشد بىشك از همان ريشه است كه شايد در نخستين بار اين ديه را به‌عنوان بيستگانى به كسى داده‌اند و كم‌كم نام آن به بيستگان تبديل شده و بر آن مانده است .

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 16 . ضمنا بيدآباد نام يك محلهء معروف اصفهان است . ( 2 ) - جمعيت بيستگان در سال 1375 بالغ بر 4213 نفر شده است .