محمد مهريار

231

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

پ پازه P ze ( h ) پازه ديهى است در دهستان كوهپايهء شهرستان اصفهان كه در سال 1375 فقط 10 خانوار و 36 تن جمعيت داشته است . ديه‌هاى كوهپايه همه قنات آب و قناتها هم كم‌آب مىباشد و در سنوات اخير كه نزولات آسمانى كمتر است ، آب قناتها نيز رو به قلت نهاده است تا جايى كه خيلى از آنها اصلا خشك شده و از بين رفته است . اين ناحيه بسيار خوش آب و هوا و در تابستانها هوايى بىنهايت لطيف دارد و چون همه كوهستانى و داراى باغستانهاى كوچك و بزرگ است سرسبزى آنها سخت در دل مىنشيند . نظر به اينكه ديه‌ها همه كم‌جمعيت است ، دربارهء جامعه‌شناسى آن توضيح زيادى نداريم . لهجه و زبانى كه از قهرود و قمسر « 1 » شروع مىشود ، در اين كوهستان تا برسد به حدود نايين به‌صورتى رايج است . اثر تاريخى و جمعيت زيادى ندارد . در جستجوى آثار تاريخى نيز سعى ما بيهوده است و بايد بپردازيم به واژهء نام اين ديه . واژه‌شناسى : كلمهء « پا » به همان معناى عضو بدن و اندام حركتى در نام ديه‌ها وارد شده است و در تقطيع واژهء پازه به‌صورت « پا + زه » برمىخوريم . جزء اول همان « پا » است و جزء دوم « زه » يعنى آبى كه از زمين مىجوشد و مىتراود و بيرون مىآيد ، پس پازه يعنى جايى كه آب زه آن به پاى خود روان است و به زمين مىنشيند . در بسيارى از ديه‌هاى اين ناحيه بايد اول استخر بسازند تا آب در آنجا جمع شود و بعد به باغ دهند . شايد پازه هم معنيش اين باشد كه آب با پاى خود بدون استخر به زمين مىنشيند و باغستان را مشروب مىكند . صورت ديگر : پاوه - پا + وه - پا - ب - به او به معنى خوش آب . ( معادلات ديده شود )

--> ( 1 ) - ديده مىشود كه اين نام را قمصر مىنويسند كه بىجهت و بىدليل است .