محمد مهريار

227

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

قدمت اصفهان مىرسد با چنين نام كهنه و باشكوهى ديه بوزان را نيز از آن خود دارد . دربارهء جامعه‌شناسى آن هر توضيحى زايد به نظر مىرسد ، چون ديگر به تقريب و تعبيرى جزو اصفهان است . اين محل با محل « ابر « 1 » » سخت نزديك است و سه ديه زيبا ، بزرگ و قشنگ ابر ، بوزان ، خوراسگان هر سه در پى هم يكى از نواحى بسيار آباد و خرم اصفهان را از اين پيش تشكيل مىدادند . بپردازيم به نام آن : واژه‌شناسى : با اين نام ابدا نبايد ما نظر خود را متوجه جزء اول آن « بو » به معناى رايحهء عربى بدانيم اگرچه تركيب آن به صورت « بو + ز + ان » است ولى اصلا پسنديده نيست كه محلى را به نام « بو » بنامند . مطابق قواعد و قوانينى كه از اين پيش گفته‌ايم « 2 » هيچ‌وقت آريايى نام زشت و بىمعنى بر روى محل زيست خود نمىنهد و باز برحسب قواعدى كه بر دست داده شد ، نام محل به‌طورى كه در اعم و اغلب نامها ديده شده موضع و مبين وضع خود محل است ، مثل اينكه آريايى مىخواهد با اسم و نامواژهء محل كيفيت آن را به مهاجرينى كه دارند مىآيند و مىخواهند در آن بمانند يا از آن بگذرند و به جاى ديگر بروند روشن كند . اين است كه نام هر محل روشنگر وضع آن است و هيچ مناسبتى ندارد كه گمان كنيم مىخواهند محلى را به « بو » ( رايحه ) منسوب دارند و اگر بر بعضى دانشمندان اين تصور رخ داده است البته در تجديدنظر و امعان بيشتر از آن برخواهند گشت . اين جزء اول « بو » خود مركب از دو جزء است « ب + او » . « ب » تخفيف يافتهء كلمهء « به » است و « او » به معناى آب است و دو جزء روى هم « به‌او » شده و تطور يافته و « بو » و « بو » به گوش مىرسد و به اين صورت تخفيف مىيابد و اما حرف « ز » هموند است و براى تسهيل تلفظ حروف مصوت متتابع آورده مىشود و جزء آخر « ان » علامت كثرت و نسبت است و همهء اجزاء بر روى هم به معناى « به‌اوان » معادل « به‌آزان » سرانجام معادل بوزان است . اين‌گونه تطورات در لغات بسيار است و نظاير آن را بسيار ديده‌ايم . بايد متوجه باشند كه اين واژه به صورت بوجان كه درست همان بوزان است در اطراف كشور زياد آمده است ، مثل بوجان ( تويسركان ،

--> اصفهان به تازى و ترجمهء آن از ابو الرّضا آوى به فارسى . ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء ابر و خوراسگان در همين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : همين فرهنگ ، مقدمه .