محمد مهريار

228

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

تهران ، سيرجان ) ، بوج ( رفسنجان ) ، بوجه ( مغان ) ، بوجى ( زنجان ) و بوجين ( همدان ) . تبصره : با تركيب « به » و « آو » نامواژه‌هاى ديگرى هم در اطراف ايران وجود دارد مثل خود بوا ( بهبهان ) ، بوان ( شهرضا ) ، بوانا ( مهاباد ) ، بوانك ( شيراز ) ، بوانه ( سنندج ) و غيره و غيره . بيدشك Bide S k بيدشك نام دو ديه در شهرستان اردستان است . يكى در دهستان حومه و ديگرى در دهستان برزاوند اردستان . بيدشك برزاوند فقط 72 نفر جمعيت دارد و اما بيدشك ناحيهء حومهء اردستان جمعيتش از 6 نفر متجاوز نيست . دربارهء وضع طبيعى و جامعه‌شناسى اين ناحيه و اين دو ده در اينجا تفصيلى لازم نيست كه بياوريم و تأكيد بيشتر ما بر عنوان اين دو ده روشن ساختن همان اصلى است كه ايرانيان دوست داشته‌اند . نام گياه و درخت را اغلب در نام ده به كار برند . به همين دليل « بيد » كه درخت بومى و رايج اطراف و اكناف ايران است ، در بسيارى از نامهاى امكنه آمده است . برحسب تحقيق اجمالى كه به عمل آورده‌ايم ، بيشتر از تقريبا صد ناحيه با « بيد » نامبردار شده است از قبيل : بيدان ( بم ، جيرفت ، كرمان ، بافت ، زرند ) ، بيدآباد ( يزد ، تربت‌حيدريه ) ، خود بيد ( بوشهر ، بيرجند ، سبزوار ) و غيره . « 1 » درخت « بيد » خوب رشد مىكند و آسان سبز مىشود و شاخ و برگ و سايهء مطلوب دارد و در دور و كنار استخرها و جويها در همه‌جا مىكارند و چون با آب سازگار است ، در اين امكنه خوب رشد مىكند . واژه‌شناسى : اما دربارهء واژهء بيدشك بايد توجه داشت كه جزء دوم اين نام يعنى « شك » معادل « اشك » ( همان‌طور كه در تلفظ رايج شنيده مىشود ) همان است كه بايد تحريف يافتهء « اسك » باشد و « اسك » به معناى شاخه است و بيدشك معادل « بيدسك » يعنى شاخهء بيد . همين‌جا بگوييم كه بجز در ناحيهء اردستان در نواحى ديگرى نيز در ايران همچون بافت ، بيرجند ، شهر بابك و نطنز مناطقى به اين نام ناميده شده است . « 2 » بيراگان Bir g n در شهرستان سرسبز ، سردسير و خرم فريدن و در دهستان پشتكوه موگويى ديه كوچكى داريم با نام شگفت بيراگان . اين ناحيهء پشتكوه و همچنين خواهر آن پيشكوه دو دهستان است ، در

--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 116 و 117 . ( 2 ) - همان .