محمد مهريار

1

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

جلد اول از نقش و نگار در و ديوار شكسته * آثار پديد است صناديد عجم را « فرصت » ديباچه انسان ، همين انسانهايى كه ما مىبينيم با جثه‌هاى خرد و اندامهاى كوچك ، بىشك مؤثرترين ، اگرنه شريف‌ترين موجود ، بر روى اين كرهء خاكى است و خواهد بود . ( و ظاهرا در اين مورد هيچ شك به دل راه نمىتوان داد . ) اين نكته واضح است و حقيقت دارد كه همين انسان پس از سالها افت و خيز امروز ديگر بىشك و شبهه سلطان بىرقيب و بىهمتاى اين كرهء خاكى است و از ثرى تا ثريا را بىهيچ اغراق زير پى دارد . از همين‌رو است كه سرگذشت و رويدادهاى او در روى اين خاكدان سخت دلنشين و دلاويز مىافتد و آنگاه كه كارش به بدى و ناهنجارى و كشت و كشتار انجامد باز هم شگرف و سوزناك و جانكاه مىگردد . به همين دليل تاريخ انسان اگر به‌هرحال بازگوى حقيقت انسانى نباشد ، - كه از خلال سطور آن هميشه گاه و بىگاه حقيقت تعالى آدمى چشمك مىزند - باز هم دلپذير و دلاويز است ؛ و هرچه خوانده شود و مكرر گردد و راجع به هر قوم و ملت و هر زبان كه باشد سخت در دل مردم دانا مؤثر مىافتد . در عين‌حال تاريخ بزرگترين آموزگار نيز هست . البته علوم ديگر بر اثر ترقيات علمى و فنى و پيشرفت خاصى كه در شيوهء كار و محيط كار عالمان و دانشمندان آنها حاصل شده است دستخوش تغييرات و تحولات بسيارى شده كه آنها را از صورت نخستين خارج كرده است ، ولى تاريخ چنين نيست و تاريخ انسان همان است كه بود ، هميشه خوش ، هميشه آموزگار ، هميشه دلنشين و در عين حال هميشه تاريك و از اين جهت نيازمند شرح و بسط . بلى تاريخ چنين است يعنى سرگذشت انسانها را بايد از همهء جنبه‌هاى حيات آنها