محمد مهريار

212

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

معنى آب‌بند هستيم و اورپلنگ سارى كه به معنى آب‌پلنگ مىباشد . بنابراين كلمهء بلهور معادل « برهور » و معادل « براور » يعنى ديهى كه آبادى آن بر آب بنا شده است و ديده‌ايم كه به كار بردن واژهء آب در تسميهء ديه‌ها امرى است رايج و بسيار مورد پسند طبع ايرانى . بنادكوك Bon dkuk بنادكوك ( به ضم اول يا كسرهء اول ) نام دهستانى است از شهرستان يزد كه بيش از ده هزار نفر جمعيت دارد و شامل قراى بسيار متعدد و زيادى است كه تعداد آنها از صد هم متجاوز است و چون گفته‌ايم كه يزد يكى از مراكز آبادى و تمدن كهن ايران بوده است ، اين خود دليل واضحى بر آن است كه فقط يك بلوك آن بيش از صد آبادى دارد . ديه‌هاى بنادكوك اكثر كم‌جمعيت است و جمعيت 2 الى 3 ديه آن به 500 نفر مىرسد . ديه بزرگ « بنادكوك ديزه » در سال 1345 جمعيت آن 1406 نفر بوده است . « 1 » گفتيم كه ساير ديه‌هاى آن كم‌جمعيت است و علت آن قنات آب بودن ناحيه و همچنين كم‌آب بودن قناتهاست . اخيرا آب قناتها هم تقليل يافته ولى مطمئن نيستم جمعيت محل تا چه درجه كاهش يافته است . گفتنى هر آنچه لازم بوده در ذيل عنوان يزد ، بافق ، و مهريز و ساير ديه‌ها و روستاهاى يزد گفته شده است . واژه‌شناسى : مىپردازيم به تحقيق در نام بنادكوك و بنادكوك ديزه كه امّ القراى اين دهستان به‌شمار مىآيد . اما بنادكوك چنان كه از اسم آن پيداست به اجزاى « بناد ( بنياد ) + كوك » معادل « ك + آو + ك » تجزيه مىشود . جزء آخر ديزه نيز براى خود به صورت « د » معادل « ده + ايزه » تقطيع مىشود . اما جزء اول « بناد » همان تخفيف يافتهء « بنياد » است به معناى اساس و ريشه . اين واژه به صورت « بناد » و « بنياد » و « بنلاد » در فارسى رايج است و معناى آن همواره به معناى ريشه و بنياد و اساس مىباشد و اما واژهء « ك + آو » همان است كه به صورت « كو » تلفظ مىشود و به گوش ما مىرسد : « كو - كه + او - قنات » در هنگام تركيب تخفيف يافته چنان كه « كه‌آوهان » به صورت كوهان در مىآيد « 2 » و اما حرف آخر « ك » حرف تصغير است . پس روى هم بنادكوك يعنى بنادكهك و تخفيف يافتهء آن بنادكووك و بعدها به

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 97 . ( 2 ) - ن . ك . به : همين عنوان در همين فرهنگ .