محمد مهريار
213
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
صورت بنادكوك ، يك تركيب عاقلانه و پسنديده است كه واژه به اين صورتها رفتهرفته تخفيف يافته است و در معناى عمومى يعنى بلوكى كه بنياد آن آبهاى قنات است از كوچك ( بيشتر ) و بزرگ ( كمتر ) و بر همين اساس آباد شده يعنى براساس آب قنات . اما ديزه يعنى جزء آخر را هم گفتهايم كه به معناى دهزيستن و بنادكوك ديزه امّ القراى آن است و صدا مىزند دو ديهى است كه بنياد آن آب قنات است ، جاى زيستن و زيستگاه آدميان است . بندارت Bend rt بندارت نام ديهى است در جنوب باخترى اصفهان كه آن را در عداد ديههاى فلاورجان در تقسيمات جديد به حساب آوردهاند . اين ديه در سال 1345 جمعيتى برابر 408 نفر داشته است « 1 » و به حكم اينكه روستاهاى فلاورجان در حال حاضر از شكوفايى اقتصادى و بهداشتى خوبى بهرهمند شده است ، اين ديه نيز به ناچار از اين شكوفايى بهرهمندى يافته است و آبادتر و پرجمعيتتر شده است . « 2 » از نظر جامعهشناسى و جغرافياى تاريخى همهء آنچه دربارهء ناحيت لنجان و النجان گفته شده در مورد اين ديه نيز صادق است . « 3 » و توضيح علاوه لازم نيست . در دور و بر ديه ما اثر تاريخى وجود ندارد . عمارتها همه از خشت خام برآورده شده و نااستوار است و بر اثر مرور دهور فروريخته و تجديد شده است و اين است كه هيچ چيز كهنه نيست . همه نو و همه بىقواره و سست و بىبنياد و اين است همهء آنچه صفت جميع ديههاى اين ناحيت مىباشد . بپردازيم به نام آن . واژهشناسى : كلمهء « بندارت » ، واژهء ناشناختهاى است كه به اين صورت ارجاع آن در مراحل مختلف به زبان بنياد غيرممكن است و همچنين تقطيع آن به اين صورت امكانپذير نيست ولى با دقت بيشتر متوجه مىشويم كه اين واژه از دو جزء « بند + آرت » تركيب يافته است و « بند » يك لغت صحيح درست فارسى است با ريشهء كهن كه به معناى سد و مانع و امثال اينهاست ، و اگر در نظر آوريم كه براى انتقال آب از رودخانهء زايندهرود به
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 13 . ( 2 ) - جمعيت بندارت در سرشمارى سال 1375 به 250 خانوار و 1218 نفر افزايش يافته است . ( 3 ) - ن . ك . به : عناوين لنج و لنجان و النجان و اشترجان در همين فرهنگ .