محمد مهريار
140
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
همان « ژن » است از زن و زايش و زيست يعنى جاى زيست . جالب توجه آنكه به صور ديگر هم همين واژه در نامهاى امكنه آمده است . چنان كه در اشيان ( اصفهان ) ، اوشن ( نايين ) ، اشنار ( ميانه ) ، اشنان ( اردستان ) و اشنويه ( آذربايجان ) و غيره و غيره آمده است . خوانندهء عزيز من به شگفت مىآيد كه مىگوييم واژهء اشن ( به فتح اول و ثانى ) جاى آب است . اصلا در لهجهء اصفهانى مخصوصا در روستاها اشنار ( به ضم اول و سكون ثانى ) يعنى « راهآب » راه آبى كه مثلا از باغ خارج يا داخل مىشود و در اين واژه « اشن » همان جاى آب است و « آر » پسوند حاصل مصدر مثل گفتار ، كردار ، رفتار و اصل مصدر آن از آوردن است . اين تذكر هم لازم است كه در واژهء « گلخن » جزء اول « گل » به معنى حرارت است و « خن » مخفف خانه است « 1 » و باز دو جزء به معنى جاى حرارت است . اشنيز - اشتيجه اشيان O S y n اشيان ديه بزرگى است در شهرستان لنجان اصفهان كه در ضمن نام بلوك هم هست و آن دهستان را نيز اشيان مىنامند . در فهرست آباديهاى دهستان اشيان برحسب آنچه در نشريهء شمارهء 289 مركز آمار ايران آمده است ، دهكدهء آشيان با « الف » ممدود اول 531 نفر جمعيت دارد و آن را جزو دهستان اشيان با « الف » مضموم اول آوردهاند . من تصور مىكنم اين تلفظ با الف ممدود رايج و شايع نيست ، ولى هر دو به يك معنى است . براى واژهشناسى به آشيان صفحهء 88 مراجعه شود . اشين ( عشين ) A S in در دهستان انارك از شهرستان نايين ، نام ديهى را آوردهاند به نام اشين كه در سال 1345 جمعيت آن 45 نفر بوده است . سرزمين انارك و نواحى آن و تمامى دهستانهاى نايين كمجمعيت ، كمآب و از لحاظ اقتصادى شكوفا نيست . نايين در حال حاضر ( 1378 ه . ش ) آب خوردن ندارد و آن را با لوله از زايندهرود اصفهان به آنجا منتقل مىكنند . ديههاى نواحى
--> ( 1 ) - ن . ك . به : برهان قاطع ذيل واژهء گلشن .