محمد مهريار

141

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

نايين دايما كم‌آب‌تر و كم‌جمعيت‌تر مىشود . بسيارى ديه‌هاى آن امروز متروك مانده است . مسألهء كم‌آبى در اين ديه‌ها فاجعه‌اى به‌وجود آورده كه روزبه‌روز دامنهء آن وسعت بيشتر پيدا مىكند . بيابان جلو مىآيد و همچون غولى سرزمينهاى مسكونى و ديه‌ها را مىبلعد و مردم ترك يار و ديار گفته و در اطراف ايران پراكنده مىشوند . ولى جلوه‌هاى دل‌انگيز قدمت در همهء ناحيه وجود دارد . در دهستان انارك وجود معادن سرب كه زمانى در روى زمين بود و اينك تا عمق 300 مترى پايين رفته است تا اندازه‌اى به اقتصاد ناحيه كمك مىكند . ولى به‌هرحال خشكى و كم‌آبى و كاهش نزولات آسمانى زندگانى را بر مردم سخت كرده است . « 1 » براى خصوصيات جامعه‌شناسى و جغرافياى تاريخى آن رجوع كنيد به نامواژه‌هاى انارك و نايين و مضافات آنها و ما در اينجا مىپردازيم به نام كهن آن . واژه‌شناسى : عشين با حرف اول « عين » تازى بىمعناست و نمىتواند نام محلى با اين قدمت و سابقهء تاريخى قرار گيرد . به همين جهت واضح است كه نام اصلى آن اشين است . و « اشين » و « اشن » و « اوشن » و « آشينه » و « اشينز » ( اردكان ) و « اشينجه » ( يزد ) و « اشينه » ( اردستان ) همه به هم نزديك و هم‌معنا هستند « 2 » . در واقع « اشين » از سه جزء « ا + ش + ين » تركيب شده است . جزء اول همان تخفيف يافتهء « آو » است و جزء « ش » از ريشهء شستن و شوييدن به معناى روان شدن آب است و جزء سوم « ين » علامت اتصاف و نسبت است . پس اشين مثل ساير واژه‌هاى خواهر خود به معناى جايى است كه آب روان دارد . البته در روزگاران كهن ، و الا در حال حاضر كه آبش رفته و نامش مانده است . « 3 » اصفهان Esfah n اصفهان نام همين شهر كهنسال و تاريخى ، به تلفظ صحيح همان « اسپاهان » است ، معادل

--> ( 1 ) - ن . ك . به : كتاب اى نار سينه ، ( بضم اول و تشديد « س » نام محلى انارك ) از آقاى محمد على ابراهيمى اناركى ، چاپ اول ، انتشارات يكتا ، شاعر شيرين‌سخن كه در آنجا ضمن وصف « اشين » عكسى هم از آن آورده و مىگويد به كلى متروك شده است . ( 2 ) - ن . ك . به : اين نامواژه‌ها و نامواژه‌هاى اشتيجه و اشكستان و اشيان در همين فرهنگ . ( 3 ) - آمار سال 1375 جمعيت آن را صفر اعلام كرده است !