محمد مهريار

108

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

اسفرجان و غيره مىبينيم و اما جزء دوم همان كلمه‌اى است كه بسيار زياد در اسامى ديه‌هاى ايران مىآيد چون مهرگرد ، دستگرد ، بلاشگرد ، فيروزگرد . و به صورت خيلى مختصر معنى آن همان معنى ساختن و پروريدن و برآوردن است . دستگرد يعنى آنجا كه كوشش و دست انسان ساخت و مهرگرد آنجا كه عشق و علاقهء آدمى برآورد و آبادان كرد . « 1 » آيا در روزگاران كهن ساسانى و اشكانى و شايد مقدم بر آنها اين نواحى مركز تربيت اسب بوده است و يا اينكه صرفا به علت تعلق روحى خاص اجداد ايرانى ما نام اين ديه اسفاگرد يا « اسب‌گرد » گذاشته شده است . به هر صورت انديشه‌اى است كه ذهن ما نمىتواند از آن جدا شود و به هر صورت كلمه دال بر اين معناست و نشانى از اين علاقه . اسفرجان Esfa ( e ) rj n اسفرجان ، ديهى است بزرگ و يا خود شهركى زيباست در جنوب شهرضا در دهستان سميرم سفلى و شهرستان قمشه ( برحسب تقسيم‌بندى رسمى اخير ) برابر سرشمارى سال 1345 هجرى شمسى جمعيت آن 3682 نفر برآورد شده است . « 2 » گفتيم شهركى است ، ولى نه به معناى مصطلح امروزى با ساختمانهاى بلند و خيابانها و مغازه‌ها و اتومبيلها در رفت و آمد . مقصود ما از شهرك اينجا فقط بزرگى و آبادانى و كم‌وبيش مركزيت محل است . درست اگر بخواهيد ، رودخانهء كوچكى از ميان دره مىگذرد و جويهايى از آن در دامان دره كشيده مىشود و از بالا تا پايين دره همچنان درختكارى ادامه مىيابد ، اين است وضع اسفرجان و به تقريبى وضع همهء ديه‌ها و مراكز ييلاقى ايران كه در بلنديها و ارتفاعات و نه در هامون براى بهره‌يابى از رطوبت بيشتر به وجود آمده است . ساختمانهاى ديه بالاتر از حد درختكارى طبقه بر طبقه در دامان دره ساخته شده است و منظره‌اى بديع به آن مىبخشد .

--> ( 1 ) - دربارهء معانى « گرد » و توضيحات كه در اين مورد لازم است در موارد بسيار در طى سخن در اين كتاب گفت‌وگو كرده‌ايم و ديگران هم سخن گفته‌اند . آنچه به‌طور خلاصه به‌نظر ما رسيد و كلمه در اين باره ظهور دارد همان است كه گفته شد . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 55 . به علت مهاجرت جوانان جمعيت اين روستا در سال 1375 رشد منفى داشته و به 3438 نفر كاهش يافته است .