محمد مهريار

101

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

كوشك كه نامش مانده و خود از ميان رفته است و وقت و بىوقت كه من اين عمارت جسيم را مىديدم دايما از آن فرو ريخته و كوچكتر شده بود و مىرفت كه يكسره نابود شود . « 1 » ظاهرا اژيه در زمانى كه نزهة القلوب نوشته مىشده است ، كوچك بوده است كه مؤلف متعرض آن نگرديده است . در حالىكه امروز ( سال 1371 هجرى شمسى ) دومين ديه بزرگ رودشت است . البته پس از ديه بزرگ ورزنه . « 2 » جمعيت آن برحسب سرشمارى سال 1345 ، 1596 نفر برآورد شده است . صحارى اين روستا بر خلاف ساير ديه‌ها چندان وسيع نيست و برعكس ساير ديه‌ها كه همه داراى اراضى بسيار وسيع مىباشند ، صحارى كشت و كار اين ديه كم‌وسعت‌تر است ، ولى در عوض مزارعى بدان ملحق مىباشد ، همه با نامهاى قديمى و كهن كه اين خود نشان اين است كه اين ديه‌هاى ملحق به اژيه سابقا براى خود ديهى جداگانه به شمار مىآمده است . از اين جمله‌اند صحراى آز ، و رنگيده كه براى اين هر دو عنوان خاصى قرار خواهيم داد . و آز كه از آن در عنوان خاصى ياد كرديم ، نام يكى از مزارع ملحق به اژيه است . وضع عمومى ديه‌هاى رودشت چنين است كه به علت قلت آب ( تا قبل از الحاق آب كوهرنگ ) صحارى آن با آيش‌هاى سه چهار ساله كشت مىشد و بنابراين زمين بسيار و آب كم مردم را در زراعت سختكوش و در اقتصاد معتدل و صرفه‌جو ساخته است . وضع ساختمانى ديه‌ها نيز جالب است . برجهاى كبوتر بزرگ و خانه‌هاى گنبدىشكل و برآورده با خشت خام محكم و زيبا ، كوچه‌هاى نسبتا وسيع و حمام و مسجد ( كهن ) و مدرسه‌اى ، همهء اينها حالت ديه را شكوهمند جلوه مىدهد و چون صحارى وسيع هم به آن اضافه شود دليل روشن گفتار حمد الله مستوفى آشكار مىگردد . شيوهء معيشت مردم هم نشانهاى همان روزگاران كهن را دارد . نان لطيف و مرغوب و يك كيفيت زندگى اكتفا به خود ( كه دارد از بين مىرود در حالىكه سابقا سخت بر جاى بود به اين صورت كه خود مىكشتند ، خود مىرشتند و خود مىبافتند و خود رنگ مىكردند ) . كرباس و پارچه و چادرشب و گيوه‌هاى محكم همه از مصنوعات خود مردم به عمل مىآمد . اينك اين

--> ( 1 ) - ن . ك . به : ذيل كلمهء فارفاآن در همين كتاب . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 32 تا 35 . جمعيت اژيه در سال 1375 بالغ بر 3212 نفر گزارش شده است .