محمد مهريار
102
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
صنعتها بر باد رفته و اين حالت نيز نابود شده است و ديه محتاج به شهر است . اخيرا بافت قالى و قاليچه به اين روستاها راه يافته و جادههاى پهن آسفالتى آنها را به هرند و كوهپايه و از آنجا به اصفهان و يزد متصل ساخته است . مردم به زبان و لهجهء قديمى كه به لهجهء زفرهاى و گزى و اردستانى شبيه است ، سخن مىگويند و البته تفاوتهاى چندى در بين لهجهء رايج در بلوك رودشت و در كنار آن جرقويه با لهجههايى كه ذكر آن گذشت وجود دارد . با وصف اينكه اين تفاوتها چندان نيست . اصطلاح لهجهء رويدشتى را براى اين نيمزبان ( لهجه ) به كار مىبريم تا دانسته باشيم كه اين لهجه در همهء رودشت و در دو سوى آن ( شمال و جنوب ) و لهجهء رايج در كوهستان كوهپايه و لهجهء رايج در جرقويه تا برسد به حد مرداب گاوخونى شياع كلى دارد و در آينده به مناسبت باز هم از اين نيمزبان بحثى خواهيم آورد و نمونههايى از آن به دست خواهيم داد . علما و محدثين و شاعران بسيار تا همين اواخر به اين ناحيت منسوب مىباشند كه به رعايت اختصار از ذكر نام آنها خوددارى مىكنيم . واژهشناسى : اين واژه مركب از دو جزء « اژ + يه » و « آژ » و « اژ » همان است كه در « آز » گفتيم به معنى آب ( رجوع كنيد به آز ) و « يه » علامت نسبت است . يعنى منسوب به آب يا جايى كه آب دارد و براى زراعت مهيا است . اسپينا Espin ديهى است از روستاى براآن شمالى كه اكثر آن را اسفينا هم تلفظ مىكنند . اين ديه جمعيت چندانى ندارد و در سرشمارى سال 1345 جمعيت آن را 177 نفر برآورد كردهاند . « 1 » به تفاريق و تضاعيف در اين كتاب گفتهايم بلوك براآن از اين پيش سخت آبادان بوده است و رفتهرفته روش آبادى و عمران آن متوقف شده است و گوشتاگوش آن را ديهها فرا گرفته است ، با نامهاى كهن بزرگ و در صورت ظاهر همه ويران ، كوچك و با نحوهء معيشت ناپسند . چنان كه فى المثل در جوزدان معادل گوزدان يا فساران و اندلان و كندلان و بسيارى ديههاى ديگر اينچنين است . در اين ديه نيز هيچ خصوصيت بارزى به چشم نمىخورد كه ما از آن ياد كنيم . فقط واژهء كهن نام آن است كه اهميت دارد و چيزى از تاريخ را باز مىگويد .
--> ( 1 ) - در سرشمارى سال 1375 جمعيت آن به 719 نفر افزايش يافته است .