محمد مهريار
96
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
ديههاى ديگرى از همين ناحيه توضيحات بسيار آوردهايم ، همه نشان اينكه اين ناحيه ، آباد شدهء روزگاران قديم است و بهدست هنرمندان چيرهدستى كه در جستوجوى آب به زير زمين رفتهاند و بيش از هفتاد و اندى قنات در اينجا كندهاند و ديههاى بزرگى همچون بنادكوك ديزه را با 1406 نفر جمعيت احداث كردند ، آباد شده است . « 1 » ولى بايد دانست كه به هيچوجه اين نام با واژهء « ازبك » ، نام همان قوم ترك كه داراى سابقهء تاريخى خوبى با ايران نيست ارتباطى ندارد . اينجا نشيمنگاه آرياييان بوده است كه از زيرزمين آب گرانبها بيرون كشيدهاند و ناحيتى به اين وسعت مثل دهستان بنادكوك را آباد كردهاند . پس بايد ديد ازبك يعنى چه ؟ واژهشناسى : گفتيم كه ازبك تركى نيست و كلمهء پارسى است كه بر اثر تطور به اين صورت درآمده است . وقتى آن را تقطيع كنيم مىبينيم كه از اجزاى « او + ز + ب + ك » تركيب شده است . جزء اول « او » تخفيف يافتهء كلمهء « آو » است كه اكثر در تركيب با جزء دوم « ز » توأما مىآيد و به معناى آب است و حرف « ز » در اينجا تخفيف يافتهء كلمهء خاصى نيست ، بلكه هموند است كه بيشتر ديده مىشود با « آو » همراه است « 2 » و ديدهايم در امثال و نظاير كه « آو » اكثر با اين حرف « ز » مىآيد و معنى آن همان آب است و جزء سوم « ب » تصحيف يافتهء « به » است ، به معناى خوب و جزء سوم « كاف » علامت تصغير است . بنابراين صورت اصلى واژهء « آو » يا « آوز + به + ك » ( علامت تصغير ) است و معنى واژه روى هم خوشاب كوچك است يا جاى كوچكى كه آب خوش دارد . وجه ديگرى هم هست كه مطلوب و پسنديده است و در اين وجه واژه چنين تقطيع مىشود : « ازبك - از + بك » . جزء اول « از » همان است كه در بالا گذشت به معنى آب و جزء دوم « بك » صورت ديگرى است از « بغ » به معنى خدا ، و دو جزء بر روى هم يعنى آب خدا ، آب منسوب به خدا . ازنا - ازناوله
--> ( 1 ) - ن . ك . به : اين نامواژه در همين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : نامواژههاى ازيران ، اژيه ، ايچى و آز و بسيارى ديگر در همين فرهنگ .