محمد مهريار

83

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

همهء آنچه بعد خواهيم گفت ، يك واژهء كهن است و به صور مختلف ، امكنهء بسيار به آنها نامبردار شده است . مخصوصا جزء اول آن « ارد » . توضيح آنكه « ارد » از پارسى باستان « ارت » اوستايىاش به معناى مقدس و پاك و منزه مشتق شده و بر روى نام بسيارى از امكنه نهاده شده است . به صورت « ارد » و « اردا » و « ارداجى » و « ارداق » به ترتيب در لار ، مشهد ، اصفهان ، قزوين ، مشهد و مخصوصا اردال ( فسا ، لنجان ) ، اردان ( تفت ) ، اردجان ( توالش ) ، اردشير ( اهر ) و اردكان و اردستان و اردبيل و امثال اينها در اطراف كشور ديده مىشود و همه نشان اهميت داشتن اين كلمه در نظر ايرانيان كهن بوده است كه با حشمت و حرمت آن را بر روى امكنه مىنهادند . از اين جهت است كه مىبينيم در اطراف مملكت امكنهء بسيارى با « ارد » نامبردار مىباشد كه تعداد آنها به حدود پنجاه ديه و محل از كوچك و بزرگ مىرسد . در اصفهان هم اردال داريم و هم ارداجى و اردلان و اردكان و اردستان و بسيارى ديگر . « 1 » اما جزء دوم « آر » پسوندى است كه معناى فاعلى و عمل از آن مستفاد مىشود و بيشتر به مصادر ( مرخم - حاصل مصدر ) ملحق مىشود ، مثل كشتار و پرستار و غيره و گاه هم البته كمتر به اسم مىپيوندد و باز هم همان معنا از آن اراده مىشود مثل دوستار و غيره ، در اينجا جزء دوم « آل » همان تغيير يافتهء كلمهء « آر » است . چون مىدانيم كه « آل » و « آر » هر دو در پهلوى به صورت واحد نوشته مىشود ، بنابراين اردال همان « اردار » است و به معناى محلى است كه اجمالا به مقدسين تعلق دارد يعنى به يك نحوى وابسته به روحانيان و صاحبان مشاغل دينى و امثال آنان است كه به صفت مقدس متصف مىباشند ، اين صورت اردال در اردل ( بروجن ) و اردجان ( هشتپر ) ، اردلان ( نيشابور ) و اردكان ( فارس و اصفهان ) همه نمايانگر همين امر است كه به تفصيل ذكر آن گذشت و منسوب داشتن محلهاى بسيار به مقدس و قدس نشان علاقهء ايرانيان به قدس و مقدس و تقوا بوده است . نويسنده آگاه است كه « آل » علامت و پسوند شباهت هم هست ، ولى اين صورتى كه ذكر شد را پسنديده‌تر دانست . اردستان Ardest n اردستان امروز شهرى است دلكش ، بزرگ ، با همهء آنچه در اين زمان براى شهر شدن لازم

--> ( 1 ) - ن . ك . به : اين نامواژه‌ها در همين فرهنگ .