ابن البلخي

40

فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )

خان تهيه كرده بود . سپس ورق‌هاى 62 - 90 را عملا آقاى لسترنج ويرايش كرده و من فقط مسئول بقيه مطالبم . به عبارت ديگر وى به بخش جغرافيايى پرداخته كه خود در اين باره از مراجع بزرگ علمى است و نيز به تاريخ محلّى و آنچه براى من باقى گذاشته تاريخ عمومى و البته آزادى عمل در تمام مسائل متنى . در اينجا مشكلات عمده ناشى از تصحيف بسيارى نام‌هاست كه در تاريخ افسانه‌اى ايران روى مىدهد شايد بيشتر آنها را مؤلف به غلط نوشته باشد و لازم نيست كه گناه را تنها به گردن نسخه برداران بيفكنيم . در مواردى معدود مىتوان به حدس صورت صحيح اين نام‌ها را باز يافت امّا آنها خارج از حوزه تحقيق من است و بنا بر قاعده‌يى اين كار را خواه در مورد متن ، خواه در مورد حواشى نيازموده‌ام . در مورد دوره‌اى متأخر ، تحقيقات نولد كه در كتاب تاريخ ايران و عرب در دوران ساسانيان Geschichte der perser und Araber zur Zeit der Sasaniden ( كه به عنوان ساسانيان Sasaniden ارجاع داده‌ام ) مرا يارى داد تا شمارى از اغلاط را تصحيح كنم و به كمك طبرى و حمزه مىتوان كما بيش به هموار كردن راه تحقيق اميدوار شد ، هر چند پاره‌اى نقاط هميشه بايد تاريك باقى ماند ، در متنى مانند متن حاضر كه در واقع متّكى به نسخهء واحد موزهء بريتانيا مكتوب در ششصد سال قبل است ، من اشكال و صورت‌هاى املايى را كه ويژگى