ابن البلخي
33
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )
بىآنكه مجال آسايش و تأخير روا دارند به پيش راندند تا سرانجام وى را در آن سوى فرات رها كردند و فرمانى پراكندند كه اگر آن مرد آهنگ بازگشت از رود به سوى شرق داشته باشد ، كشتنش امرى مشروع خواهد بود . « مؤلف با ياد آوردن اين حكايت ، خبر خود را دربارهء قاضى القضاة به پايان مىرساند و سپس به توصيف ايالت فارس آغاز مىكند ( ورقهاى 63 ب - 86 ب ) [ 1 ] كه ترجمهء آن در صفحات آتى خواهد آمد . براى آگاهى از توصيف كلّى ايالت و شهرهاى آن ممكن است خواننده را ارجاع دهم به فصل فارس [ 2 ] در سرزمينهاى خلافت شرقى [ 3 ] . ارجاعات به جغرافى دانان قديم عربى مربوط است به متنهاى چاپ شده در مجلّدات ) BGA . ) Bibliotheca Geographorum Arabicorum [ سلسله كتابهاى جغرافيايى عربى ] تأليف دو خويه DoGoeje . براى آگاهى از اوضاع و احوال جارى استان فارس مراجعه كردهام به فارسنامه ناصرى ( از مؤلفات معاصر ) ( به اين كتاب با رمز FNN [ - ف . ن . ن ] ارجاع شده است ) . اين كتاب كه مؤلف آن حاجى ميرزا حسن طبيب شيرازى ( چاپ سنگى ، تهران 1313 ه ، 1895 م . ) است [ 4 ] نقشه بزرگى به فارسى دارد به مقياس تقريبا ده ميل [ - 16 كيلومتر ] در هر اينچ [ هر اينچ برابر با 54 / 2 سانتيمتر ] و موقع جغرافيايى هر رود و نهرى را كه در سراسر ايالت جارى است ، به دست مىدهد . اين كتاب باعث شده است كه من هويّت بسيارى از نامها را كه به طور ناقص در نسخه خطى آمده است ، تعيين كنم و به تحقيق درباره نامهاى مكانهايى بپردازم كه در اين هشت قرن كه از زمان ابن بلخى مىگذرد ، ناپديد شده و اثرى از خود بر جاى