ابن البلخي
128
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )
[ 41 f ] عقرقوف است و قومى گفتهاند كى آن بنا را از بهر آن كرد تا آنجا « 1 » بر تخت نشيند ، كى چهار عقاب آن را برداشتند و بر هوا بردند . بعضى « 2 » گويند كى « 2 » به نظارهء آسمان مىرود و اين محال است چه ديوانگان را مانند اين صورت نبندد كى هيچكس از اهل اين دنيى طاقت آن ندارد كى از مكان هوا بگذرد [ 1 ] امّا اين « تلّ عقرقوف » او كرده است و آن را صرح گويند و عرب هر كجا كى بلندى باشد آن را صرح گويند و اين كيكاوس را پسرى آمد سخت
--> ( 1 ) . B : از آنجا . ( 2 ) . B : « گويند كه » را ندارد .