ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

66

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

كه به جهان معنوى گشوده مىگردد . آراء دينى او تا حدى التقاطى است . همچنين متمايل به وحدت وجود و عرفان است و عواملى از مذهب « غنوسيه يا گنوستيسيسم « 1 » » در آن مشاهده مىشود . در اين آيين حكمت عملى و اخلاق را مقامى والاست و آزادى - خواهى در اين كيش به حديست كه متضمن مراحلى براى نيل به آزادى زنان مىباشد . با اينهمه از نظر مسلمانانى كه در عقيدهء خود راسخ بودند بابيگرى كفر محض به شمار مىرفت ، معذلك اين آيين به سرعت رواج گرفت و از يك سو حس همدردى عناصر ناراضى از راه و رسم ملايان ايران را برانگيخت و از سوى ديگر چنان آتش دشمنى و مخالفت شديد عناصرى را كه مسلما محافظه‌كار بودند مشتعل ساخت كه عاقبت كار به خونريزى و زندانى شدن « باب » كشيد . سرانجام او را به تبريز بردند و به تيرباران محكوم كردند . محل اعدام باب همين ميدان قورخانه است كه هم اكنون من آن را وصف كردم . براى اعدام باب طنابهايى از زير بغل او رد كرده بودند و او را از ديوار بر فراز دكان كوچكى كه در آنجا به من نشان دادند آويخته بودند . در كنار او نيز يكى از مريدان فدائى او را كه تاجر جوانى از مردم تبريز بود آويختند و به سربازان فرمان آتش داده شد . اما همين كه دودها پس رفت جسد مريد باب را ديدند كه با گلوله سوراخ سوراخ شده بود ، اما بواسطهء اتفاق عجيبى باب زنده مانده بود . گلوله فقط ريسمانى را كه باب را بدان آويخته بودند بريده بود . از اين‌رو به سلامت به زمين افتاده و به دكان پايينتر پناه برده بود . شايد گيج شده بوده است چه اگر هشيارى و متانت خود را حفظ كرده بود ، ممكن بود كه بىدرنگ اين واقعه را در نظر مردم حيرتزده معجزى فرا نمايد . اما او را گرفتند و كشان كشان از دكان بيرون آوردند و باز به دار آويختند و دستهء ديگرى از سربازان تيربارانش كردند ، زيرا دستهء نخستين از تيراندازى مجدد به شدت خوددارى نمودند . آنگاه با سنگدلى جنازه‌هاى اين دو را در كوچه‌ها كشاندند و در برابر سگان و پرندگان افكندند ؛ اما بعد عده‌اى از بابيان دلسوز غمخوار آنها را برداشتند و به خاك سپردند زيرا تا آن هنگام عدهء فراوانى به آيين باب گرويده بودند . با وجود آزارها و سختگيريهايى كه در حق بابيان مىشود ، كيش باب پيروان فراوانى دارد 15 . در واقع بابيگرى منحصر به ايران نيست بلكه باب در بين النهرين و سوريه و مصر و هندوستان پيروانى دارد ، حتى در امريكا

--> ( 1 ) . gnosticism . عنوان مجموعه‌اى از اديان و مذاهب قرون اول و دوم قبل و بعد از ميلاد . نظر به اينكه در همهء اين اديان نوعى معرفت باطنى و روحانى و فوق طبيعى مايهء نجات و رستگارى انسان شناخته شده است همهء آنها را گنوستيسيسم ناميده‌اند . از صفات مشترك اين اديان اعتقاد به دو مبدأ خير و شر يا اعتقاد به ثنويت و دوگانگى است . م