ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

62

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

مركزى اين قلعهء كهنه بازار تبريز قرار دارد كه اگر بهترين مركز بازرگانى تمام مشرق زمين نباشد دست‌كم بهترين مركز تجارتى ايران به شمار مىرود ، و براى سياح و مسافر سرچشمهء ديدنيهاى بىپايان است . بازارهاى تبريز از نظر معمارى از نوع خاص بناهاى شرقى است . از چندين جريب زمين كه بر روى آن طاقهاى ضربى زده‌اند ، تشكيل شده است . در ساختن بازار آجر و ديگر مصالح ساختمانى به كار رفته است . بازار سقف دارد و هر قسمت آن به وسيلهء معبر باريك درازى از قسمت ديگرش جدا مىشود و در دو طرف آن دكانها و شاه‌نشينها ساخته‌اند . در فواصل معين درهاى بزرگى ديده مىشود كه مدخل سراهاى چهارگوش و سرپوشيده‌اى را تشكيل مىدهد ، و اين سراها جاى بار افكندن كاروانها و آرميدن كاروانيان است . بر روى هم چندان روشن نيست و تيره و تار است مگر در فواصل منظمى كه روزنى در سقف پديد آورده‌اند تا از آن شعاع آفتاب به درون بازار بتابد . فايدهء ديگر اين روزنها آن است كه گرد و غبار را بيرون مىدهد . راه عبور و مرور بازار پيوسته پرازدحام است ؛ حركت شتران و خران و يابوها به آشفتگى و پريشانى جماعت نامنظم خريداران و فروشندگان مىافزايد ؛ و فرياد قطع نشدنى « خبردار ، خبردار » كه از حلقوم رانندگان بيرون مىآيد رهگذر را به ستوه مىآورد ، بخصوص هنگامى كه ناچار باشد به زحمت خود را در كنار ديوار جاى دهد تا فلان اعيان بيايد و بگذرد . اين مرد محتشم ممكنست سوار بر اسب باشد و در پيش او فراشى چماق به دست راه بگشايد ؛ اما گاهى آن بزرگوار با كالسكه عبور مىكند و سوارانى كه ملتزم ركاب او هستند در جلو حركت مىكنند . بازار اندكى پس از طلوع آفتاب باز و هنگام غروب بسته مىشود ، و در اين موقع دكانها با درهاى چوبى ، و درهاى بازار را با كلون مىبندند و قفل مىكنند . غرفه‌هايى كه كالا را در آن عرضه مىكنند در حدود ده دوازده پاى مربع ( در حدود يك متر مربع ) و گاه نيز كمتر از اين است . خريداران داخل دكانها نمىشوند بلكه در حين عبور از معبر تنگ و باريك بازار با فروشندگان به معامله كردن مىپردازند . فروشنده با بيحالى و تنبلى روى لبهء آجرى دكان خود چمباتمه مىزند و گاهى آهسته برمىخيزد تا از عقب حجره جنسى را كه مشترى مىخواهد نگاه كند ، براى او بياورد . پس از چانه‌زدن بسيار اگر ميان فروشنده و خريدار توافق حاصل نشد جناب تاجر قيافهء سرد و غير دوستانه‌اى به خود مىگيرد يا كبر و غرور مخصوص شرقيها را نشان مىدهد ؛ و خريدار از اين دكان به دكان ديگر مىرود . گذشته از يك دسته‌بندى تقريبى از حرف و صنايع ، چندان نظم و ترتيبى در توزيع و قسمت‌بندى حجره‌ها و غرفه‌ها ديده نمىشود . در اين‌جا بساطى پر از خربوزه كه حتى ممكن است براى فروش در زمستان ذخيره شده باشد ديده مىشود ؛ و در آنجا دكان فلان زرگر ارمنى كه با دست سرگرم