ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )
5
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )
يادداشت نويسندهء سفرنامه به هر صورت مسافر است و مسافر كه مدت كوتاهى در هر كجا رحل اقامت مىافكند قادر نيست كه عمق رويدادها را دريابد . جكسن ، اگرچه مستشرقى ارجمند است و در رشتهء خود صاحبنظر ولى عقايدش در امورى كه خارج از تخصص اوست قابل اعتنا نمىباشد تا چه رسد به نقل و استناد . از جمله نظرش در مورد على محمد باب است و استنباطش از قصاص اسلامى ، كه گرچه كلام را در اين موارد به درازا نكشانده ولى آشكار مىسازد كه از فقه اسلامى دريافتى سطحى دارد و با اين بضاعت گاه اگرچه كوتاه وارد رأى و نظر هم مىشود . قصص افواهى نظرش را جلب مىكند و از قول روستائيان دامنهء آرارات محلى را نام مىبرد كه نوح عليه السلام از خوردن شيرهء انگور سرمست شد ! چنان كه شيوهء مستشرقان است مىكوشد تا خود را بىطرف بنماياند ولى زخم كهنى كه از قرون وسطى تا حال مسيحيان متعصب را مىآزارد يكباره دهان باز مىكند و دين ناب محمدى را آميزهاى از آئين زرتشتى و يهودى و نصارا مىخواند . اينها نكاتى است كه خوانندهء هوشمند درمىيابد و پى مىبرد كه اين تبليغات ضد اسلامى در طول قرون تا كجا رخنه كرده است كه مرد محققى در كار تحقيقى خود كه بيرون از اين مقولات است حتى براى يك بار هم كه شده ازين گريزها دارد . پس بايد به هوش بود و سره از ناسره باز شناخت . نه اينكه مانند بعضى از مترجمان به حذف اين سيماى مستشرقان پرداخت و آنان را تطهير كرد . مترجمان كتاب جاى جاى تذكر دادهاند كه اين نكات خلاف است ولى بايد بدقت به اين وجه از نظر مستشرقان نظر داشت تا در نوشتن تاريخ راستين كشور ما نظرهاى نادرست رخنه نكند و درست و نادرست از هم تميز داده شود . ناشر