ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

27

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

كه در طول تاريخ خود ديده‌اند ، عدهء آنان فراوان نيست . با اينهمه مىگويند كه عدهء يزيديان تنها در قفقاز دوازده هزار تن است ، و در پيرامون تفليس دست كم چندين صد يزيدى به سر مىبرند . يزيديان على الرسم خود را بدين نام نمىخوانند ، بلكه خود را به نام طايفه‌اى كه از آن برخاسته‌اند نسبت مىدهند ، يا اينكه بيشتر اصطلاح « دسنى « 1 » » را به كار مىبرند ، و اين عنوان طايفه‌اى از يزيديان است كه در مجاورت موصل يعنى متصل به محل نينواى قديم به سر مىبرند ، و اين همان كانون اصلى فرقهء يزيدى است . براى توجيه اصطلاح يزيدى آرايى اظهار شده است . وجه اول آنكه كلمهء يزيدى با كلمهء يزدان كه لغتى فارسى و به معنى خداست ارتباط دارد ، چه يزيديان منكر وجود خدا نيستند و به ذات پروردگار ايمان دارند ، اگرچه عادتا نام او را بر زبان نمىرانند . وجه دوم آن است كه نام يزيدى با نام شهر يزد ارتباط دارد . وجه سوم آن كه نام يزيدى مأخوذ از نام يزيد خليفهء منفوريست كه حسين ( ع ) نوهء محمد ( ص ) را شهيد كرد ، زيرا در افسانه‌ها آورده‌اند كه يزيد قهرمان آيين يزيدى است . اما هيچ يك از اين آرا و عقايد قانع‌كننده نيست 4 . بنابر عقيدهء يزيديان ، خداوند « آفرينندهء زمين و آسمان » نخست از گوهر خود شش پروردگار ديگر آفريد يعنى آفتاب و ماه و سيارات عمده را خلق كرد ، و اين همه با خداى بزرگ همدست شدند و به آفرينش فرشتگان پرداختند . شيطان كه آفريدهء خود يزدان بود ، سر از فرمان دادار بتافت و به دوزخ افتاد . چون چندى گذشت از گناه خود توبه كرد . هفت هزار سال به كفاره دادن و اشك ريختن پرداخت و چندان گريست كه هفت ظرف از دانه‌هاى سرشك او پر شد و اين همان آب ديده‌اى است كه با آن در روز رستاخيز آتش هفت دوزخ را فرو نشانند . سرانجام خداوند بخشندهء مهربان به شيطان كافر جبان رحمت آورد و مقام ملكوتى نخستين را به وى باز داد و او را با خود متحد كرد و ملائكه را از تحقير كردن برادرشان شيطان كه مقام نخستين را باز يافته بود نهى فرمود . پس چون خداوند به لطف و رحمت خود شيطان را بخشوده و حتى او را بر كشيده است ، آدمى نبايد به اين وجودى كه به اصطلاح نمايندهء شر و باطل است با نفرت و بيزارى بنگرد . از اين‌رو يزيديان هرگز نام شيطان را بر زبان نمىرانند و حتى از ذكر كلمه‌اى كه ممكنست نام او را به ياد آورد حذر مى - كنند ، و اگر كسى نزد آنان نام شيطان را ذكر كند از وحشت بر خود مىلرزند و براى تكريم و تعظيم ذات ملكوتى صفات ابليس او را به نام « ملك طاووس » مىخوانند ، و اين همان عنوانى است كه براى علم « سنجق « 2 » » مقدس خود كه نشانهء مذهبى ايشان و به شكل طاووس است قائلند ، و بنابر سنت هنرى كه دارند اين طاووس را تقريبا به شكل خروس نمايش مىدهند . شيخ عدى ، پيامبر يزيديان ، ملك طاووس را به خواب ديد كه

--> ( 1 ) . Dasni ( 2 ) . sanjak