سليمان تاجر السيرافي
73
سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى )
شود و كوچكترين تكانى بخورد ، زنگ به صدا در مىآيد بنا بر اين كسى كه بر او ستمى رسيده باشد ، اين نخ ( يا ريسمان ) را حركت مىدهد ، زنگ بالاى سر پادشاه به صدا در مىآيد ، شاه به او اجازه ورود مىدهد تا گزارش حالش را شخصا بدهد و ستمى را كه بر او رفته باز گويد ، اين برنامه در همه شهرهاى آن سرزمين اجرا مىشود . اجازه سفر « پاسپورت » در چين هر كس بخواهد در چين از جايى به جايى ديگر سفر كند از پادشاه و خواجه شهر خود دو نامه مىگيرد ، نامه پادشاه براى طول راه است . در اين نامه نام شخص مسافر و همراهانش ، سن او و همراهان و نام قبيله آنها آمده است . تمام ساكنان چين اعم از چينى و عرب و ديگران ناگزير بايد به چيزى منسوب باشند كه به آن شناخته شوند . اما نامه خواجه درباره مال ( يا ثروت ) و كالاى همراه مسافر است . اين نامه براى آن است كه در راههاى چين پاسگاههايى ( خبر گزارانى وجود دارند ) هستند كه آن دو نامه را نگاه مىكنند ، پس هرگاه مسافرى به آن پاسگاهها وارد شود ، مىنويسند ، فلان پسر فلان ، از مردم فلان شهر در فلان روز و فلان ماه و فلان سال و همراهش فلان مقدار مال ، بر ما وارد شد ، نامه خواجه و بازرسى و ثبت بين راه براى آن است كه مال ( ثروت ) آن شخص از دست نرود و از كالايش چيزى نابود يا ( گم ) نشود ، از اين رو هر گاه از او چيزى مفقود شود يا او ( خود ) بميرد ، معلوم مىشود كه مال او چه شده است تا به او يا بعد از او به ورثهاش برگردانند . معاملات و داد و ستد در چين مردم چين در داد و ستد و حسابرسى ( مطالبات ) انصاف را رعايت مىكنند . هرگاه يكى از ديگرى طلبى داشته باشد ، طلب خود را مىنويسد ، بدهكار نيز