سليمان تاجر السيرافي

72

سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى )

را ، بنويسد . از اين رو اگر خطايى در نامه باشد سرزنش آن به نويسنده باز مىگردد و او را با چوب مىزنند . هيچ پادشاهى تا نخورد و نياشامد به بار عام نمىنشيند تا در حكم اشتباهى رخ ندهد . تأمين روزى ( يا هزينه ) هر پادشاهى از بيت المال شهر خودش است . پادشاه بزرگ ( چين ) هر ده ماه يك بار ديده مىشود ، مىگويد ، هرگاه مردم مرا ببينند خوارم خواهند شمرد ، و رياست ( حكومت ) جز با تكبر و نخوت برقرار نشود ، علت آن است كه مردم ( ارزش ) دادگرى را نمىدانند ، بنا بر اين سزاوار است كه با ايشان ( مردم ) با زور ( و قدرت ) رفتار كنيم تا در نزد آنها بزرگ جلوه نماييم . بر زمين‌هاى آنها خراج بسته نمىشود ولى جزيه سرانه‌اى از نرينه‌ها ( مردان ) به اقتضاى حال مىگيرند . اگر يكى از اعراب يا ديگران در آن شهر باشند از دارايى آنها جزيه گرفته مىشود تا اموالشان را پاس دارند و هرگاه نرخ‌ها ( در چين ) بالا رود ، پادشاه از انبارهايش ( مواد ) خوراكى را بيرون آورده و به قيمتى كمتر از نرخ بازار مىفروشد . بنا بر اين گرانى ندارند . درآمد شاه چين همان جزيه سرانه است ، و گمان مىكنم كه روزانه پنجاه هزار دينار به بيت المال خانفوا وارد مىشود با اينكه اين شهر از بزرگترين شهرهاى ايشان نيست . كالاهاى انحصارى شاه چين عبارت است از معادن نمك و گياهى به نام ساخ « 1 » ( چاى ) كه با آب داغ مىنوشند و در تمام شهرها به قيمت گزاف فروخته مىشود ، اين گياه برگهايش از رطبه ( نوعى گياه ) بيشتر و كمى خوشبوتر و اندكى تلخ است . آب را مىجوشانند از اين گياه بر آن مىپاشند ، از هر جهت براى آنها نافع است و تمام آنچه به بيت المال وارد مىشود جزيه و نمك و اين گياه است . در هر شهرى ، بالاى سر شاه شهر زنگى به نام « درا » « 2 » آويزان است . اين زنگ به نخى ( طنابى ) بسته است كه از كاخ شاه تا كنار راه عمومى كشيده شده است . فاصله ميان پادشاه و آن نخ ( طناب ) حدود يك فرسخ است . هرگاه اين نخ كشيده

--> ( 1 ) . Sechee ( sah ) . ( 2 ) . Dara .