سليمان تاجر السيرافي

26

سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى )

سياسى خاصى كه در خاورميانه داشتند و با رونق اقتصادىاى كه در سرزمين خويش براى ايشان فراهم آمد ، در مشرق زمين از لحاظ بازرگانى اهميت فراوانى به دست آوردند و نه تنها دامنهء بازرگانى ايشان توسعه يافت ، بلكه روز به روز بر حجم و كمّيت آن نيز افزوده شد . آنان با قبايل بومى جزاير آن دامان و نيكوبار داد و ستد حتى به صورت پاياپاى مىكردند ؛ در صورتى كه زبان يكديگر را به هيچ وجه نمىفهميدند « 1 » . در دوره‌هاى بعد عربان ترتيباتى را كه درباره تجارت دريا با هند و مجمع الجزاير مالايا و چين را كه از دوران ساسانيان در ناحيه جنوبى عراق و سواحل خليج فارس معمول بود حفظ كردند . نقل كرده‌اند كه وقتى در ايام خلافت عمر بندر ابلّه در نزديك بصره به دست عربان افتاد ، كشتىهاى چينى در آنجا بود . مسلم است كه ايرانيان حتى به دوران تسلط عرب ، در كار دريانوردى از ديگران جسورتر بودند و قبلا از تسلط آنان به همراه اعراب مسلمان بر بندر كانتون سخن گفتيم . در سالهاى اخير لويتسكى « 2 » دانشمند لهستانى ، شواهدى به دست آورده كه در آن روزگار خلفا بعضى از مسلمانان به چين رسيده بودند و اين مطالب در تاريخ فرقه اباضيّه كه فرقه‌اى از خوارج بوده‌اند ، آمده است . منبع اين شواهد كتابى از ابو سفيان محبوب عبدى متوفى به نيمه اول قرن نهم م / سوم ه . است كه در آن آمده يكى از مشايخ فرقهء مذكور ، بنام ابو عبيده عبد اللّه بن قاسم ، كه از علماى بزرگ و تاجر معروف دوران خود بود به كار داد و ستد مرّ اشتغال داشته ، براى تجارت به چين رفته است . ولى تاريخ سفر او معلوم نيست ؛ گرچه به ملاحظات مختلف توان گفت كه بى گفتگو پيش از غارت كانتون به سال 758 م / 169 ه . بوده است كه پيش از اين ياد كرديم . تاجر اباضى ديگرى نيز به نام نضر بن ميمون كه ظاهرا در حدود قرنهاى هشتم و نهم م / دوم و سوم ه به بصره مىزيسته ، از آنجا به چين رفته ولى هيچ گونه تفصيلى از اين سفر در دست نيست . اما به هر حال مىتوان اين تاجران اباضى را به منزلهء

--> ( 1 ) . علم جغرافيا و تطورات آن در جهان اسلام ؛ ص 105 و 106 . ( 2 ) . Lewicki .