ماتئو ريچى ( مترجم : محمد زمان )
مقدمهء مصحح 30
چين نامه ( فارسى )
در پايان با استناد به تحقيقات كارشناسان و متخصصان هنر ، بهطور خلاصه مىتوان دلايل استوارى را براى رويدادهاى زندگى محمد زمان ذكر نمود ، از جمله : 1 . دليل محكم و قانعكننده بر سفر او به ايتاليا اين است كه در نقاشىهاى معاصران او نشانهاى از نفوذ نقاشى اروپايى ديده نمىشود و اگر هم باشد نتيجهء مثنىبردارىهاى آنهاست ؛ تنها در آثار اوست كه اين مقدار تأثيرپذيرى موجود است و اين خود آشكار مىسازد كه نقاش مستقيما در شيوهء اروپايى تعليم يافته است و تحت تأثير آن ، بويژه شيوهء ايتاليايى قرار گرفته است . « 1 » 2 . دليل قابل قبول در مورد گرويدن او به مسيحيت انتخاب موضوعهايى براى نقاشى است كه آشكارا از اين دين مايه مىگيرند و قبل از او در آثار هيچ نقاش ايرانى ديده نشده است . 3 . همچنين دليل استوار براى فرار او به هند و اقامت در آن سرزمين شباهت سبك نقاشى او با نقاشىهاى آن دورهء هند و تأثيرپذيرى از آنهاست . نمونهء اين نفوذ در نقاشى جعبهء قلمدانهاى باقى مانده از او كه در حدود سال 1070 ه . ق كار شده كاملا مشخص است . « 2 » 4 . در اينجا بايد از نوشتههاى مانوتچى دربارهء ملاقاتش با محمد زمان ياد كرد كه بنا به گفتهء خودش ، با فردى به اين نام با سوابقى كه ذكر شد در دهلى ديدار داشته و مقدارى از وقايع زندگى محمد زمان را بيان مىكند . بنابراين بايد گفت كه با وجود اين سند استوار ديگر جاى شكى در مسافرت محمد زمان به هند باقى نمىماند . « 3 » در پايان بايد به اين مطلب نيز اشاره كرد كه همانگونه كه در مقدمهء چيننامه آمده محمد زمان علاوه بر نقاشى به زبانهاى اروپايى نيز تسلط داشته و يا به اصطلاح آن دوره فرنگىخوان بوده است . در اين مقدمه چنين آمده : « به حسب اتفاق بندهء بىزبان ، محمد زمان مشهور به فرنگىخوان به جهانآباد رسيد و در پيش پادرى بوزيو كه پيشواى پادريان ساكن جهانآباد است ، كتاب مذكور را ديد و به خاطر رسيد كه آن را
--> ( 1 ) . Welch S : Persian and Mughal Miniaturs , 1994 , P . P 2 - 3 . ( 2 ) . بينيون لورنس ، س . ويلكينسون ، بازيل گرى ، سير تاريخ نقاشى ايران : 392 . ( 3 ) . ذكاء ، « محمد زمان نخستين نگارگر ايرانى كه به اروپا فرستاده شد » : 45 - 46 .