عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
94
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
متمكّن شدند و پادشاه غازان ، سلطان محمّد شاه را تربيت فرموده بار ديگر يرليغ سلطنت كرمان ارزانى فرمود . چون به كرمان رسيد ولايتى يافت خراب و مغضوب ، و رعيّتى ديد مستأصل و منكوب ، و خزانهاى مشاهده كرد تهى و منهوب . « 1 » مقارن و صولش به كرمان اياجى « 2 » گورگان با بيست هزار سوار قراوناس به ولايت كرمان هجوم نمودند و خاون و مغون و گرمسيرات بحذافيرها عاليها سافلها گردانيدند . سلطان محمّد شاه و امير جرغداى و نيكتاى « 3 » و محمود سكورجى موافقت نموده از كرمان بيرون آمدند و متوجه گرمسير شدند « 4 » و لشكر قراوناس به طرف سيرجان بدر رفتند و ديههاى آن نواحى را غارت و تاراج كردند . حتى « 5 » كه اسير و برده گرفتند « 6 » و به جانب فارس و گرمسيرات آن نواحى رفتند . سلطان محمّد و امراى مذكور در حدود جيرفت يك دو ماه بگذرانيدند و شب و روز شرايط حزم و احتياط به جاى مىآوردند . « 7 » بعد از آنكه لشكر مراجعت نمودند به شهر باز آمد و به ضبط امور و نظم منشور و جبر مكسور « 8 » بدانچه موسوع و مقدور بود اقبال فرمود ، و به اتّفاق خواجه صدر الدّين ابهرى صورت اختلال امور و احوال كرمان و كرمانيان به سبب وقوع فتنهگرى بلقاق « 9 » و خرابى بقاع و صقاع و اطراف و اكناف ملك عرضه داشت و تدارك خلل و جبر « 10 » كسر ضعفا و رعيّت از مراحم و عواطف پادشاه و اركان دولت طلبيد . « 11 » اين ملتمس را به شرف ايجاب مقرون داشته صد و چهل هزار دينار از مال كرمان در
--> ( 1 ) با : منسوب . ( 2 ) با ، گ ، مل : اباجى . اساس بىنقطه . مو : اماحى . تصحيح قياسى است . نك : تاريخ و صاف و سمط العلى . ( 3 ) با ، گ : سكناى . بقيه نسخهها بىنقطه . ( 4 ) با : گشتند . ( 5 ) اساس : هر كه . ( 6 ) اساس : گرفته بود . ( 7 ) اساس ، گ ، مل : به جاى آورد . ( 8 ) اساس ، با خوانده نشد . گ : خبر مذكور . ( 9 ) با : بلقان . اساس ، گ : بلقاق ( كذا ) . مو : بلعاق ( كذا ) . مو : يلفاق . تصحيح قياسى است . ( 10 ) گ : خبر . ( 11 ) اساس : طلبند .