عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

95

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

محل نظر و تخفيف آوردند و بر اين موجب احكام يرليغ و موامره داد . رياض پژمردهء حال و روزگار ، كرمانيان را به اندك نضارتى بازديد آمد . « 1 » امّا « 2 » بعد از آن قطب الدّين محمّد شاه « 3 » از انهماك شرب و امتطا « 4 » بر صهوات « 5 » شهوات به امزاج متضاد و سوء المزاج مبتلا شد . در سنّ بيست و نه سالگى در شق بم با هزاران حسرت از اين جهان فانى به سراى باقى انتقال كرد و مرقد او را « 6 » به دار الملك آوردند . و برادرش حسن شاه بعد از او به بيست روز به مرض يرقان و سوء القنيه درگذشت . چون اين خبر به بندگى غازان خان رسيد ، قطب الدّين شاه جهان را كه آنجا ملازم بود و ابا عن جدّ سلطان زاده كرمان « 7 » ، حكم يرليغ به تقرير سلطنت كرمان بر وى نفاذ پذيرفت . به كرمان آمد و در شهور سنهء ثلاث و سبعماية خبر طامهء كبرى اعنى وفات پادشاه اسلام ، غازان خان ، برسيد و از غايت حماقت و بىفكرى اظهار بشاشت كرد و فرمود تا مولانا مجد الدّين كه فرستادهء غازان خان بود بگرفتند و شهيد كردند و ايلچيان و متعلّقان امراء و وزراء آن حضرت را « 8 » در قبض آورد و لشكرها به سيرجان كشيد تا آن موضع « 9 » از دست مولانا صدر الدّين انتزاع كند . چون سلطان الجايتو محمّد خدابنده پادشاه شد و صورت اين حال در پايتخت اعلا عرضه داشتند ، ملك ناصر الدّين را به حكومت كرمان مقرّر گردانيد و سلطنت قراختائيان منقطع شد . و مدت حكومت ايشان از سنهء تسع و عشر و ستماية تا سنهء سبع و سبعماية هشتاد و هشت سال بود . و اين قطب الدّين شاه جهان را يك دختر بيش نبود كه او را « 10 » قتلغ خان « 11 » نام بود ملقب به مخدوم شاه كه او را محمّد مظفر در نكاح آورد و سه پسر از وى داشت : شاه شجاع و شاه محمود و سلطان احمد . و ايشان خود را سلطان مىخواندند و از اينجاست عرق سلطنت ايشان به قوم قراختاى . و اينجا نسب قراختائيان را شجره‌اى

--> ( 1 ) با : باز دهد . ( 2 ) گ ، ما ندارند . ( 3 ) با : محمد شاه را . ( 4 ) با : امطا . گ : امطابر . مل : امتطار . ( 5 ) همه نسخه‌ها جز اساس : فهوات . ( 6 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 7 ) اساس ندارد . ( 8 ) ما ندارد . ( 9 ) با : تا آن حضرت آن موضع . ( 10 ) با ، گ ، مل : آن را . ( 11 ) اساس : خان قتلغ .