عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
80
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
گشت كسان فرستاد تا اموال وافر و استرضاء آق بوقا كرد ؛ و اموال بسيار از براى هر كس كه تصوّر كرد كه سخن او خواهد گفت بفرستاد . به كيخاتو اوتوكى فرستاد و پيغام داد كه سيورغتمش دو سال بر خلاف حكم تو استمرار نمود و من غصّهاى بسيار از او تجرّع كردم . اين معنى مؤثر آمد . او را در صحبت خوارزمى ترخان « 1 » و انداى « 2 » بهادر و نوكران پادشاه خاتون به كرمان فرستادند و يك سواره به شهرش در آوردند . به صوب اذلال و اهانت در خانهاى محبوس و موقوف ماند تا بايد و اطلاق او را التماس نموده حكم يرليغ بر دست جرغداى و قتلاى « 3 » از امراى خود بفرستاد مشتمل بر آنكه سيورغتمش و دخترش شاه عالم را روانه گردانند . پادشاه خاتون در اطلاق و انفاذ « 4 » سيورغتمش تعلّل نمود ، فامّا شاه عالم را ساختگى كرده روانه گردانيده با برادرش قطب الدّين شاه جهان و مادرش ييلاق خاتون بفرستاد . « 5 » بعد از آن سيورغتمش سلطان را از حبس بيرون آورد و با هم معاهده و مصالحه كردند و در بارگاه بر كران تخت خودش بر صندلى نشاند . آنگه « 6 » به سراى او رفت . شاهزاده كردوجين و سيورغتمش سلطان طويى عظيم به تكلّف كردند و با هم خوش برآمدند . و سيورغتمش سلطان در مهمّات ملك و دولت مدخل مىساخت ، چنانچه قصد و عنايت او پيش پادشاه خاتون عظيم مؤثر مىآمد و مردم كرمان به دو تقرّب نمودن گرفتند و در شب به خدمتش رفتند و استمالت جانب او كردند . « 7 » جمعى كه در اول وهلت « 8 » قصد او كرده بودند متوهّم شده انگيزها كردند و گفتند او سر خروج دارد و دليل آنكه مردم بسيار در عهد « 9 » او آمدهاند . [ و در شب پيش او مىروند . و گفتند كه يكى از جوارى را زهر داده است كه به هنگام فرصت ، به خورد پادشاه خاتون دهد . فى الجمله بدين بهانه ] « 10 » او را باز بگرفتند و در شب بيست و هفتم رمضان سنهء ثلاث و تسعين و ستماية « 11 » به وقت افطار به
--> ( 1 ) اساس ندارد . مو : برخاد . با : برخا . گ ، مل : برحا . ( كذا ) . تصحيح قياسى است . نك : سمط العلى . ( 2 ) گ ، مل : ابداى ( كذا ) . مو : ايداى . جامع التواريخ مانند متن حاضر . ( 3 ) با : قيلاى . ( 4 ) اساس : ابعاد . ( 5 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 6 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 7 ) با : رفتن . . . . كردن . ( 8 ) اساس ندارد . مو : مرتبه . ( 9 ) اساس : گرد . ( 10 ) اين عبارت را با ، گ ، مل ندارند . ( 11 ) همه نسخهها جز مو : سبعماية .