عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

68

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

حال به پادشاه خاتون دختر خود نوشت . او در بندگى ابقا خان عرضه داشت . [ حكم يرليغ نفاذ يافت كه سيورغتمش به قليل و كثير در كرمان مداخلت « 1 » ننمايد و در اينجوى حجّاجى و امير شكارى نيز مدخل نكند . سيورغتمش سلطان باز به ملازمت اردو رفت . و در آن ايّام تركان خاتون عرضه داشت ] « 2 » كرد كه سيرجان هميشه از حساب كرمان بوده و ملوك شبانكاره به تغلّب تصرّف نموده‌اند . حكم يرليغ صادر شد كه بعد از تحقيق و پرسيدن « 3 » اگر اين دعوى كه تركان مىكند به « 4 » برهان ثابت شود ، به دو باز گذارند . بعد از آن كه تفحّص نمودند ثابت شد كه از حساب كرمان است ، شبانكارگيان به تركان بازگذاشتند . و در عهد تركان خاتون هرموز با كرمان ياغى شد . او لشكر فرستاد و باز ايشان « 5 » را به اطاعت در آوردند . « 6 » در سنهء ثمانين و ستماية خبر رسيد كه پادشاه ابقا از دار فنا به دار بقا رحلت كرد ، و تركان خاتون متوجّه اردو شد . و سيورغتمش را در زمان ابقا خان با احمد خان سابقهء خدمتى بود . چون پادشاه شد آن حق را رعايت فرمود و حكم يرليغ به تفويض سلطنت كرمان مشتمل بر عزل تركان ، مشعر بر آنكه حقوق و قيچور و تمغا و مراعى برقرار ديگر رعايا بگذارد نافذ گشت .

--> ( 1 ) ما : مدخليّت . ( 2 ) اين عبارت را با ندارد . ( 3 ) با ندارد . ( 4 ) با ، گ ندارند . ( 5 ) با ، گ ، مل : تا ايشان . ( 6 ) با ، گ ، مل : آوردند .