عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
69
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
جلال الدّين ابو المظفّر سيورغتمش سلطان كامران و شادكام با حصول مراد و مرام از اردوى آلاطاق مراجعت نموده در سراى سياه كوه به تركان خاتون رسيد و حكم يرليغ بر او خواند . از استماع آن ، اعراض « 1 » نفسانى چندان در تركان اثر كرد كه بيهوش شد ، و جلال الدّين سيورغتمش اعيان كرمان را بر مراجعت به كرمان و انفصال از تركان تكليف فرمود و از اهانت و اذلال و بىحفاظى « 2 » و بىآزرمى و سفاهت و وقاحت هيچ باقى نگذاشت . همگنان « شاء ام أبى » مطيع گشته در خدمت ركاب او متوجه كرمان گشتند . در ربيع الاول احدى و ثمانين و ستماية به كرمان رسيد . نواب و متعلّقان تركان خاتون « 3 » را به رفق و لطف در معرض اقامت رسم پيشكش و تقديم شرط نثار و خدمت آورد . ايشان طوعا او كرها « 4 » اموال وافر فداى عرض و جاه گردانيدند و تركان خاتون چون به اردوى احمد رسيد ، صاحب ديوان خواجه شمس الدّين حامى شده حكم سلطان « 5 » احمد شد كه حكومت كرمان ميان تركان « 6 » و سيورغتمش [ مناصفه باشد . قوتى خان « 7 » و سوغونجاق نويين به دفع آن برخاستند و با احمد تقرير كردند كه سيورغتمش بدين سبب ] « 8 » از ما متنفر شود « 9 » و به خراسان رود و به شاهزاده ارغون پيوندد . صلاح آن بود كه اين « 10 » زمستان تركان در اين ولايت قشلاميشى كرده « 11 » ، چون بهار شود سيورغتمش را طلب دارند و مواجههء يكديگر امور كرمان را قرار دهند . در آن زمستان تركان خاتون « 12 » در بردع مقام كرد و از تجرّع غصص سيورغتمش و عناء
--> ( 1 ) ما : اغراض . ( 2 ) با : حفاظ . ( 3 ) اساس ، با ، گ ، مل : خواتون . ( 4 ) با ، گ ، مل : طوعا و كرها . ( 5 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 6 ) با : حكومت تركان ميان كرمان . ( 7 ) گ ، مل : قوتى خاتون . ( 8 ) اين عبارت را با ندارد . ( 9 ) با ، گ ، مل : سيورغتمش از ما بدين امر متنفّر شود . ( 10 ) با ندارد . ( 11 ) با ، گ ، مل : كند . ( 12 ) با ندارد . گ ، مل : خواتون .