عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
54
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
بيست و دو سالگى بود . مادرش را در خانهاى كردند و او خود را هم « 1 » به موى خود خبه كرد [ تا هلاك شد ] « 2 » [ و اين حال در اواخر رجب سنهء ست و عشرين و ستماية بوده است ] « 3 » و وزير كريم الشّرق و صدور و حجّاب و خواصّ غلامان و كارداران سلطان غياث الدّين پيرشاه را با پيكان و فرّاشان و مطبخيان « 4 » و شاگرد پيشگان تمام به قتل آورد و سر غياث الدّين پيرشاه را « 5 » با رسولان به حضرت اوكتاى قاآن فرستاد و اظهار ايلى و طاعتدارى كرد و كوچ دادن و مال گذارى را التزام نمود . كشتن غياث الدّين سبب اعتبار « 6 » او شد و بر ملوك و حكام اطراف بدين نيك بندگى « 7 » سرافرازى جست و از حضرت اوكتاى يرليغ و نايره مقرون به سيورغاميشى فراوان و توساميشى ممالك كرمان و تشريف لقب قتلغ سلطانى يافت . بعد از آن مال كرمان را بر مختصرى قرار دادند و پسر خود ركن الدّين خواجه جوق را به ملازمت اوكتاى قاآن فرستاد . و او را چهار دختر بود : سونج تركان نامزد اردوى جغاتاى خان شد ، و ياقوت تركان را « 8 » به اتابك يزد قطب الدّين محمود شاه داد ، ( و خان تركان كه خاتون « 9 » برادرزادهاش قطب الدّين سلطان بود ، و مريم تركان كه به « 10 » محى الدّين امير اسم نبيرهء اتابك يزد مزوّج گشت ) . « 11 » چون مدّت حكومت او در كرمان به يازده سال « 12 » رسيد دعوت حق را لبيك اجابت زد و سنّش به هشتاد رسيده بود . در مدرسهاى كه بر ظاهر شهر كرمان بنا فرموده است دفنش كردند .
--> ( 1 ) با ندارد . ( 2 ) ما ندارد . ( 3 ) با ، ما ندارند . ( 4 ) ما ندارد . ( 5 ) گ ندارد . ( 6 ) ما : اعتبارى . ( 7 ) گ ، ما ندارند . ( 8 ) گ ، مل : او را . ( 9 ) اساس ، با ، گ ، مل : خواتون . ( 10 ) فقط در ما . ( 11 ) اين عبارت را اساس ندارد . ( 12 ) اساس : پانزده سال .