عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

192

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

چون پاى قلعهء سيرجان خالى ماند گودرز نيز از قلعه بيرون آمد و به اتّفاق سعادت يار ملحق به لشكر احشام شدند . از اين طرف چون لشكر كرمان به گرمسير رسيدند « 1 » و با لشكر احشام « 2 » مقابله افتاد ، كارزارى « 3 » واقع شد كه صفت آن نمىتوان كرد و آن حرب كه امير اوكو كرد در مدّتها كسى نشان نمىدهد . با وجود آنكه سه زخم بر اعضاى او رسيد و شش زخم بر اسب او زده بودند آن روز تا شب محاربه نمود و لشكر كرمان متفرّق شدند . چون شب در رسيد لشكر از يكديگر جدا شدند . امير اوكو با دويست سيصد نفر اكثر زخم‌دار و خسته در همان منزول فرود آمدند و آتش بسيار بر افروختند . لشكر متفرّقه « 4 » باز مجتمع شدند . روز ديگر على الصّباح باز سوار شدند و حربى سخت واقع شد و به يمن دولت امير صاحبقران نسيم فتح بوزيد و لشكر دشمن روى به هزيمت نهاد و كمال الدّين مقتول گشت و آن طايفه مستأصل شدند . و بعضى به قتل آمدند و بعضى « 5 » به هر طرف آواره شدند . گودرز چون ديد كه مكرى برساخته بودند سعادت يار را به خيمهء خود طلبيد كه مشورتى « 6 » در ميان است . چون حاضر شد در زمان او را به قتل آورد « 7 » و با ملازمان به قلعه رفت . احشام متفرّق شده در كوهها متحصّن شدند و آن تركمان كه پيشوا ساخته بودند سر خود گرفت و كس ندانست كه كجا رفت : معلوم كس نشد كه سپهرش چه عشوه داد * وز گردش زمانه به كدامين « 8 » زمين فتاد در اثناء اين حال امير سونجك [ با لشكرى ] « 9 » از شيراز برسيد و تمام احشام آن ديار را غارت كرد و از آن طايفه در مملكت كرمان معدودى چند گرسنه و برهنه مانده‌اند . لشكر فارس به طرف شيراز مراجعت نمود و لشكر كرمان و سيستان به محاصرهء قلعهء سيرجان اشتغال نمودند .

--> ( 1 ) گ ، مل : لشكر احشام به كرمان و گرمسير رسيدند . ( 2 ) گ ، ما ندارند . ( 3 ) گ ، مل : جنگى و كارزارى . ( 4 ) گ ، ما ، با : متفرّق شده . ( 5 ) با ، گ ، مل : فوجى . ( 6 ) ما : مستورى . ( 7 ) با ، گ ، مل : او را قتل كرد . ( 8 ) گ : كدام . ( 9 ) با ندارد .