عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

193

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

ذكر استخلاص قلعهء سيرجان چون محاصرهء قلعهء سيرجان « 1 » متمادى شد و مدت سه سال برداشت « 2 » ، از يكهزار و دويست مرد كه در قلعه بودند بيست و چهار كس از زن و مرد بماندند باقى چه « 3 » هلاك شدند و چه متفرّق « 4 » گشتند . امير اوكو به شهر آمده بود و شاه شاهان به محاصره مشغول بود . گودرز چون ديد كه فايده نمىدهد امان طلبيده التماس عهدى كرد كه او را قتل نكنند و به درگاه عالم پناه فرستند . شاه شاهان اين حال را اعلام امير اوكو گردانيد و امير اوكو از بردسير به يك شبانروز به سيرجان رفت . گودرز از قلعه به زير آمده بود . او را با آن طايفه كه مانده بودند قتل كرده و سر ايشان را به اردوى همايون فرستاد . آنگه « 5 » قلعهء سيرجان را خراب كردند و شهر را به هميد « 6 » آوردند و حكم شد تا رعايا خانهاى خراب « 7 » را عمارت كنند و بازارها احداث كنند ؛ و از « 8 » سيرجان [ آنچه مانده بودند ] « 9 » در هميد « 10 » متوطن گشتند . امير اوكو متوجه كرمان شد و شاه شاهان به سيستان رفت . در اين مدت جمعى از امرا و نواب ديوان اعلى حضرت صاحبقرانى نامزد كرمان مىشدند به تحصيل اموال و تحقيق احوال رعاياى آن ديار . اولا « 11 » امير بايزيد زرانگشت با خواجه شرف الدّين على بن تاج الدّين فراهى « 12 » به كرمان رفتند . ديگر امير دولتشاه داود [ خواجه و ] « 13 » خواجه فخر الدّين مباركشاه مغ . ديگر امير سونجك با مولانا محمّد ساغرچى . ديگر امير سيفل « 14 » با خواجه زين الدّين على تونى . ديگر صاحب اعظم خواجه نظام الدّين احمد

--> ( 1 ) با : قلعه سيرجان اشغال نمودند . ( 2 ) با ، گ ، مل : برتافت . ( 3 ) با ندارد . ( 4 ) با : تفرقه . مل : متفرّق شدند گشتند . ( 5 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 6 ) اساس ، مو : با هميد ( كذا ) . گ ، مل : با سيمد . در تاريخ كرمان . بميد آمده و ظاهرا همين درست است . ( 7 ) اساس ، مو ندارند . ( 8 ) با ، گ ، مل : اهل . ( 9 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 10 ) نك حاشيهء بالا . ( 11 ) با : ديگر . ( 12 ) با : فراحى . ( 13 ) با ندارد . ( 14 ) اساس ، با ، گ ، ما چنين است . مو : سنبل .