عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
143
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
ذكر بيرون آمدن شاه شجاع از شيراز و محاربهء دولتشاه بكاول و ظفر « 1 » شاه شجاع چون مدّت محاصرهء شيراز به يازده ماه رسيد شاه شجاع شيراز باز گذاشته متوجه ابرقوه شد و چون بدانجا رسيد پهلوان مهذّب « 2 » شرايط خدمت به جاى آورد . آنجا نيز مقام نكرد . از وهم شاه محمود از ابرقوه بيرون آمده متوجّه سيرجان شد . در راه جمعى از اعراب قريب پانصد سوار به دو ملحق شدند . چون به سيرجان رسيد ، دولتشاه بكاول معلوم كرد كه شاه شجاع از محاصره بعد از ضعف گريخته بدان جانب آمده است و به اجتماع و كثرت عدد و ابّهت « 3 » خود مغرور بود . انديشيد كه اگر در اين فرصت مهلتى رود در چنين وقت به دفع چنين دشمنى تغافل و تكاسل كنيم « 4 » ، بعد از آنكه لشكر اوغان و غيره به دو ملحق شود مقاومت و محاربت دشوار بود و گفتهاند : العرض يمرّ مرّ السّحاب و تسير سير الشّهاب . بنا بر اين مقدمه با پنج هزار سوار جرّار كه چون سيل از هر جانب جمع آمده بود عرض ديد و از كرمان متوجّه محاربهء پادشاه شد . چون از ولايت رودان كوچ كرد خبر به دو رسيد كه شاه شجاع به سيرجان نزول فرموده . از آنجا متوجه سيرجان شد . چون شاه شجاع از اين معنى خبر يافت هر چند قلّت عدد و عدم عدّت بود ، امّا فرار از چنين خصمى غيرت و ناموس رخصت نمىداد و مجال و فرصت آن « 5 » نمانده كه از جايى التماس مددى رود . جز توكّل و استعانت به حضرت عزّت رويى نديد . با لشكرى كه حاضر بود متوجه دولتشاه شد . پسين گاه روز « يوم التقى الجمعان » بود . دولتشاه با لشكرى آراسته در مقابل آمد . امير درسون « 6 » و امير صنعا و امير دولتشاه
--> ( 1 ) با : خفر ! . ( 2 ) با : محذب . ( 3 ) گ : اهبت . ( 4 ) اساس : كند . ( 5 ) با : او . ( 6 ) ما : دوصون .