عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
137
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
ذكر توجه سلطان اويس بن شاه شجاع و امير سيورغتمش به محاصرهء كرمان سلطان « 1 » قطب الدّين اويس در آن تاريخ در ولايت گرمسير و [ افغان بود و امير غياث الدّين سيورغتمش كه خال او بود ملازم . چون دولتشاه در كرمان حاكم شد ، هر روز ] « 2 » آوازهء تسلّط و تغلّب او زيادت مىشد ، سلطان اويس و امير سيورغتمش در اين باب هر گونه تدبير انديشيدند ، بىامر و اشارت شاه شجاع به دفع و منع و قلع دولتشاه قيام نمىتوانستند نمود . چون متّصل اوضاع دولتشاه را به مسامع عليّهء پادشاه مىرسانيدند ، از پادشاه اشارت صادر شد كه امير غياث الدّين سيورغتمش ملازم سلطان اويس با پنج هزار سوار گزين متوجه كرمان شوند و به زجر و تعريك « 3 » دولتشاه مشغول گردند ، باشد « 4 » كه بعناية اللّه تعالى عرصهء كرمان « 5 » را از خبث « 6 » آن منحوس ملعون « 7 » پاك گردانند . امير غياث الدّين سيورغتمش كمر امتثال بسته مناسب « 8 » جنگ و قتال شده روى به بلدهء كرمان آوردند . دولتشاه را چون غلبهء اوباش و ارذال ملازم بودند و حالى چون سفره معالى « 9 » مرتّب بود رنود بىوجود كه حالى به تقدير . . . « 10 » ايّام و اوقات مىكردند ، در آن معاملات با دولتشاه موافق بودند . و لشكر اوغانى به ظاهر كرمان نزول كرد و دولتشاه به چهار ديوار كرمان متحصّن شد و لشكر مغول و اوغان « 11 » از قاعده و رسوم جنگ قلاع عاجز بودند . چند روزى از هر طرف قشونى بيرون رفتندى و با هم سر و پايى گرديدندى ، و ديگر از اول روز تا آخر دو لشكر مخالف در برابر هم مىبودند « 12 » و از هر طرف حمله مىآوردند
--> ( 1 ) اساس ، با : چون سلطان . ( 2 ) اين عبارت را با ، گ ، ما ندارند . ( 3 ) با خوانده نشد . ( 4 ) با : پادشاه . ( 5 ) با ، گ ، مل : عرصه كرمان بل روى زمين . ( 6 ) با : دست از جنس . ( 7 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 8 ) اساس : صاحب . ( 9 ) اساس ، گ خوانده نشد . ( 10 ) در اينجا يك كلمه خوانده نشد : حبه ، هبه ! . ( 11 ) اساس ندارد . ( 12 ) با : بودند .