عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

138

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

و در آخر هر يك روى به مأمن و مسكن خود مىنهادند . « 1 » هر روز از طرف دولتشاه به تزوير « 2 » كوس بشارت زدندى كه چندين هزار از جانب شاه محمود مىرسد . متّصل همين قاعده رعايت مىكردند . اگر چند امير غياث الدّين سيورغتمش مردى مدبّر و پيشوايى صاحب وجود بود ، امّا لكل عمل رجال : خود نديدست در جهان يارى * كار هر مرد و مرد هر كارى در تدبير جنگ شهر و قلعه به غايت عاجز بود . قريب يك ماه تعذيب الحيوان بلا فايده از دو جانب به لباس حرب متدرّع « 3 » مىشدند و به ميدان قتال و جدال حاضر مىآمدند . تا آخر « 4 » معاملة العابر گرگ آشتى كردند و به اندك تبرّك و نزلى كه به جهت سلطان اويس بيرون فرستادند امير سيورغتمش العود احمد برخواند . به واسطهء اين حركت دولتشاه را قوّت يكى در ده شد . چون به نفس خود از عهدهء مقاومت لشكر اوغان و لشكر سلطان اويس تفصّى نمود ، نهال دولتش سر به عيّوق كشيد . امّا چون كدو سريع النّما بود ، بعد از چند روز همّت بر استخلاص سيرجان و آن نواحى گماشت .

--> ( 1 ) اساس : مىنهاد . ( 2 ) اساس ندارد . بقيه نسخه‌ها : تذوير . ( 3 ) همه نسخه‌ها جز مل : مندرع . ( 4 ) با ، گ ، مل : با او .