عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

129

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

ذكر توجّه شاه شجاع به استيصال اوغان و جرما شاه شجاع را چون خاطر « 1 » از هزارهء شادى فارغ شد عنان همّت به صوب تسخير لشكر اوغان و جرما معطوف فرمود . اين اوغان و جرما آن قوم‌اند « 2 » كه سلطان « 3 » جلال الدّين سيورغتمش كه جدّ مادرى « 4 » شاه شجاع بود از ابقا خان التماس كردند كه جمعى به ناحيت كرمان نامزد كنند تا ناحيتى كه از دار الملك دور باشد به حمايت ايشان مصون ماند . صدهء اوغان و جرما بدين مهمّ نامزد گشتند چنانچه ذكر آن گذشت . چون به حدود كرمان نزول كردند « 5 » مراتع خصيب « 6 » يافتند و مال و متوجّهات « 7 » ديوانى كسى از ايشان نطلبيد . به اندك روزگارى صاحب ثروت و قوّت « 8 » گشتند . در زمان سلطان ابو سعيد كه در هر طرف قومى دعوى أنا و لا غيرى كردند ايشان سالم بماندند . در تاريخ سنهء احدى و اربعين و سبعماية كه محمّد مظفّر ممالك كرمان مسخّر كرد اين طايفه را بنا بر آنكه او را ممدّ و معاون باشند توقير و احترام نمود و به جهت شاه شجاع دخترى از امراء ايشان بخواست كه شاه شجاع از آن خاتون « 9 » چهار فرزند داشت ، سه پسر و يك دختر : سلطان اويس ، سلطان شبلى ، سلطان جهانگير ، سلطان پادشاه كه خاتون شاه يحيى بود . اين طايفه هر چند گاه اظهار مخالفت مىكردند چنانچه ذكر رفته . در اين نوبت كه امير مبارز الدّين ممالك فارس مسخّر گردانيد و ممالك كرمان به شاه شجاع اختصاص يافت ، به جهت خصوصيّتى كه او را با ايشان بود ، سوابق « 10 » انعام دربارهء ايشان مضاعف گردانيد . چون از شيراز عزيمت كرمان كرد ، امراء اوغان ملازم او بودند . هر يك به مقام و محلّ خود رفتند و در تصوّر چنان بود كه بعد از اين خلاف نكنند . تا در

--> ( 1 ) با : نظر خاطر . ( 2 ) با ، گ ، مل : از قومىاند . ( 3 ) همه نسخه‌ها : ميان پدر سلطان ! . ( 4 ) با ، گ ، مل : از قومىاند . ( 5 ) با : گشتند . ( 6 ) با : مراجع خصيت . گ : مرابع حصت ( كذا ) . ( 7 ) ما : مال الوجهات . ( 8 ) با ، اساس ، گ : به قوّت . ( 9 ) اساس ، گ ، مل : خواتون . ( 10 ) اساس ، با ، گ : سوانع . مل : سوابغ .