عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
130
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
شهور سنهء خمس و خمسين و سبعماية كه شاه شجاع بر وفق فرمان پدر از كرمان متوجه شيراز شد ، چون اين جماعت در حدود شهر بابك تخلّف نمودند « 1 » ، بعد از آن شاه شجاع بر عزم استيصال ايشان به جانب جيرفت رفت . ايشان به مقاتلت پيش آمدند و در صدمهء اول فرار اختيار كرده به كوهها متحصّن شدند . چون كار به جان رسيد زبان تضرّع برگشادند . شاه شجاع رقم عفو بر جرايم ايشان كشيده امراء را به تشريفات مخصوص گردانيده و از آنجا متوجه كرمان گشته در هشتم رجب سنهء سبع و خمسين و سبعماية اتّفاق نزول افتاد . و حرم شاه شجاع آن خاتونى « 2 » كه خواهر سيورغتمش افغانى بود در اين ايّام متوفّى شد ، و پيشتر از اين تاريخ خانزاده كاشى را كه مادر زين العابدين بود كه در نكاح آورده بود . در چهارشنبه دوازدهم شعبان سنة المذكور زفاف فرمود . و در آخر شعبان به موجب حكم امير مبارز الدّين متوجّه اصفهان شد ، و چون هوا سرد شد « 3 » از اصفهان متوجّه لرستان شدند . شاه سلطان فتح اصفهان كرد و امير شيخ جمال الدّين ابو اسحاق گرفتار شد و در شيراز به قتل رسيد چنانچه ذكر آن در تاريخ فارس گذشت . « 4 » بعد از آن امير مبارز الدّين عزيمت تبريز كرد و تبريز را « 5 » گرفت ، چنانچه در فصل آذربايجان شرح داده آيد إن شاء اللّه وحده . و در مراجعت چون به اصفهان رسيد در اواخر رمضان سنة تسع و خمسين و سبعماية شاه شجاع به اتفاق شاه محمود و شاه سلطان پدر را گرفته « 6 » و ميل كشيد و آنگه « 7 » ممالك را قسمت كردند . فارس را شاه شجاع گرفت و اصفهان را « 8 » شاه محمود و ممالك كرمان را به نام سلطان احمد كردند . سال ديگر ميان برادران نزاع شد . شاه شجاع لشكر به اصفهان كشيد و چون به شيراز مراجعت نمود شاه محمود از سلطان اويس بغداد استمداد نموده لشكر به شيراز برد و شيراز را محاصره كرد . در آن ايّام شاه شجاع ، دولتشاه بكاول و امير محمّد را به كرمان فرستاد و ايشان در كرمان ياغى شدند .
--> ( 1 ) با ، گ : نمود . مل : كردند . ( 2 ) با ، گ ، مل : خواتون . ( 3 ) با ، گ ، مل : چون هوا سرد شد از اصفهان . ( 4 ) ما : گذشته بود . ( 5 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 6 ) با ، گ ، مل : بگرفت . ( 7 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 8 ) با ، گ ندارند .