عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

125

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

ذكر جنگ بيك جكار « 1 » امير بيك جكار يكى از امراء بزرگ بلاد روم بود . پيش ملك اشرف مىبود . به سببى « 2 » از او رويگران شده « 3 » به جانب امير جمال الدّين شيخ ابو اسحاق آمد . مردى بهادر شكوهمند بود . امارت و پيشوايى لشكر به دو داد . چون ابو اسحاق از يزد مراجعت نمود ، در تابستان امير بيك جكار و برادرزادهء خود را امير كيقباد « 4 » بن كيخسرو بن محمود شاه با ساير امرا و لشكرهاى آراسته روانهء كرمان گردانيد . آن لشكر از سر غرور و تكبّر متوجّه كرمان شدند . « 5 » چون امير مبارز الدّين از ايشان خبر يافت با لشكر خود متوجه گشته به طرف رفسنجان كه سر راه ايشان بود آمد و امراء و لشكريان اوغانى و جرمايى و نوروزى را طلب فرمود و با ايشان مجددا عهد و سوگند در ميان آورد و به ايمان « 6 » غلاظ از طرفين مؤكّد گردانيدند . شاه شجاع را از كرمان طلب كرد و شاه مظفّر را از يزد و در رفسنجان اجتماعى تمام دست داد . چون امير مبارز الدّين به مرحلهء دنبهء ابراهيمى روان شد ، امير بيك جكار معلوم كرد و از راه راست بگشت و به راه مشيز « 7 » روى به كرمان نهاد . چون اين صورت معلوم شد امير مبارز الدّين به پيشگيرى ايشان تاختن كرد . در صبح چهارشنبه جمادى الاول سنهء ثلاث و خمسين و سبعماية در مقام پنج انگشت به هم رسيدند . از طرفين صفها راست كردند . شاه مظفّر در ميمنه بود و شاه شجاع در ميسره . [ دست راست ] « 8 » بيك جكار بر « 9 » شاه شجاع [ حمله كرد ] « 10 » او از غايت تهوّر و شجاعت تنها بر لشكر دشمن حمله كرد . با

--> ( 1 ) همه نسخه‌ها در همه مواضع چنين است . تاريخ آل مظفر : جكاز . ( 2 ) با ، گ : بسى . مل : پس . ( 3 ) با ، گ ، مل : گشته . ( 4 ) اساس : امير بيك جكار برادرزاده امير كيقباد ! . ( 5 ) با : شد . ( 6 ) اساس : تابيان . ( 7 ) اساس ، با ، مو : مشر . گ ، مل : مشير . تصحيح قياسى است . ( 8 ) مل ندارد . ( 9 ) مل ندارد . ( 10 ) با ، گ ، ما ندارند .