عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

113

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

ذكر احوال هزارهء اوغان و جرما چون قضيهء مولانا شمس الدّين به آن رسيد كه شرح داده آمد ، امراء اوغانى « 1 » و جرمايى « 2 » كه با او متّفق شده بودند از اين حركت پشيمان شدند . امير شمس الدّين جرمايى و اتباع متوجه امير مبارز الدّين شد و امير تغطاى « 3 » اوغانى به قلعه‌اى كه در حوالى مشيز « 4 » داشت رفت و امير شهاب الدّين برادر امير شمس الدّين را با خود ببرد . امير محمّد ، امير خنتمور « 5 » را به محاصرهء آن مشغول گردانيد . جماعتى كه محصور بودند التماس نمودند كه پسر تغطاى كه در دست نوكران امير مبارز الدّين است اگر اطلاق يابد ، از اين طرف امير شهاب الدّين را اطلاق كنند . بر اين مقرّر كرده امراى جرمايى « 6 » به نوازش مخصوص گشته به خانهاى خود مراجعت نمودند . امّا امير « 7 » تغطاى متابعت نمىكرد . امير شمس الدّين جرمايى اعلام كرد كه اوغانيان « 8 » داعيه سركشى دارند . امير مبارز الدّين چون به عزم قشلاق به جيرفت رفت ، خواست كه بر كيفيّت احوال ايشان « 9 » مطلّع شود . معلوم شد كه ايشان متابعت نمىنمايند . حكم كرد كه اوغانيان « 10 » را غارت كنند و جرمائيان را به نشانى ممتاز گردانند . اكثر امراى اوغان « 11 » اسير شدند . دولتشاه كه امير ايشان بود با هفت سردار ديگر به قتل آمد و امير على ملك و امير

--> ( 1 ) با ، گ ، ما همه جا : افغانى . ( 2 ) با ، مل : جرمانى . در منابع به هر دو شكل آمده است . نسخهء اساس پيش ازين جرمانى ضبط كرده بود . با ، ما از اين پس نيز همه جا جرمانى دارند . ( 3 ) اساس بدون نقطه . بقيه نسخه‌ها : بعطاى . تصحيح قياسى است . ( 4 ) با خوانده نشد . اساس ، مل : مشر . گ : مشير . ( 5 ) اساس ، با خوانده نشد . گ : حتيمور . مل : جتيمور . تصحيح قياسى است . ( 6 ) نك بالاتر . گ در اينجا : جرماتيى ( كذا ) . ( 7 ) اساس ندارد . ( 8 ) با ، گ ، مل : افغانيان . ( 9 ) با : اين . ( 10 ) با ، گ ، مل : افغانيان . ( 11 ) با ، گ ، مل : افغانى .