علاء الدوله سمنانى
45
خمخانه وحدت ( فارسى )
العاشقين ، مشارع ابواب القدس ، العروة لاهل الخلوة و چهل مجلس مستفاد مىگردد ، شيخ در تصوف معتقد به اعتدال بوده و اجراى احكام دين و انطباق آنها با اصول تصوف را مورد توجه قرار مىداده و در اين راه سختگير بوده است . وى در مخالفت با معتقدان وحدت وجود به ويژه با ابن العربى راه مبالغه پيموده و چنين اعتقادى را راهنمائى به كفر و گمراهى مىشمارد . به همين سبب ميان او و شيخ كمال الدين عبد الرزاق كاشانى مكاتباتى به فارسى در همين زمينه مبادله شده ( كه متن آنها را در اين كتاب ملاحظه مىفرمائيد ) زيرا شيخ علاء الدوله از اعتقاد كمال الدين عبد الرزاق به اينكه حق ( وجود مطلق ) است اطلاع يافت زبان به تكفير وى گشود ، به همين علت عبد الرزاق در مكتوبى خواست ضمن اثبات عقيدهء خود شيخ علاء الدوله را به سبب تعصب و سختگيرى او ملامت كند و علاء الدوله در جوابى كه به او داد باز در رد سخن كمال الدين عبد الرزاق كاشى اصرار ورزيد و در آن تصريح كرد كه در حواشى خود بر كتاب فتوحات ابن العربى چون بدين تسبيح رسيد كه : « سبحان من اظهر الاشياء و هو عينها » سخت بر او تاخته و اين سخن را « هذيان » شمرده و به پندار خود او را به توبت و انابت براى نجات از اين ورطهء سهمناك كه حتى دهريون و طبيعيون نيز از آن استنكاف مىورزند دعوت كرده است . وى از شيوخ سلسلهء ذهبيه كبرويه و در شريعت پيرو مذهب شافعى بود كه از ديگر مذاهب اسلام به تشيع نزديكتر است به همين جهت محمد على مدرس در ريحانة الادب « 1 » مىنويسد : « از بعضى كلمات علاء الدوله تشيع استظهار مىشود » از طرفى خود شيخ در چهل مجلس به قول امام جعفر صادق ( ع ) استناد مىكند « 2 » در علو نفس و بخشش و نيكوكارى و صراحت لهجه و حسن اعتقاد در عهد خود بىنظير بود . شيخ علاء الدوله را داستانها آوردهاند كه معرف و مؤيد پاكبازى اوست . در تذكرة الشعراى دولتشاه آمده است :
--> ( 1 ) - ريحانة الادب جلد چهارم صفحه 158 ( 2 ) - چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى به اهتمام رفيع صفحه 29