علاء الدوله سمنانى
46
خمخانه وحدت ( فارسى )
تواضع و انصاف شيخ در آن مرتبه بود كه مولانا نظام الدين هر وى شيخ علاء الدوله را تكفير كرده و به دو نوشته بود كه : تو كافرى . شيخ رقعهء مولانا نظام الدين را خواند و زارزار گريست و گفت : اى نفس هفتادساله به تو مىگفتم كه تو كافرى و تو باور نمىكردى . اكنون هيچ شبههاى نماندت كه امام مسلمانان و مفتى شرق و غرب بكفر تو حكم كرده است . گردن بنه و بعد از اين مرا مرنجان و اين رباعى سرود : نفسى است مرا كه غير شيطانى نيست * وز فعل بدش همى پشيمانى نيست ايمانش هزار بار تلقين كردم * اين كافر را سر مسلمانى نيست شيخ علاء الدوله ، صوفيان و مردم روزگار خود را مربى بىهمتا بود ، دستور عملهاى او سالكان را راحت دنيا و دين مىنمود . جامى در نفحات الانس نوشته : « . . و هم وى فرموده كه حق تعالى اين زمين و مزارع را به حكمت آفريده و مىخواهد كه معمور باشد و فايدهاى بخلق رسد و اگر خلق بدانند كه از عمارت دنيا كه براى فايده و دخل بكنند نه به وجه اسراف ، چه ثوابست ، هرگز ترك عمارت نكنند و اگر بدانند كه از ترك عمارت و معطل گذاشتن زمين چه گناه حاصل مىشود ، هرگز نگذارند كه اسباب او خراب شود ، هركسى زمينى دارد كه از آن هر سال هزار من غله حاصل مىتواند كرد ، اگر به تقصير و اهمال نهصد حاصل كند و بسبب او آن صد من از حلق خلق دور افتد به قدر آن از وى بازخواست خواهند كرد . و اگر كسى در حالى هست كه به دنيا و عمارت آن نمىپردازد خوش وقت او . و اگر چنانچه از كاهلى ترك عمارت زمين كند و آن را ترك و زهد نام نهد جز متابعت شيطان چيزى ديگر نيست و هيچكس كمتر از آدمى بيكار نيست اخرويا و دنيويا . »